
نفسهای زمستان به شماره افتاد و سال 94 نيز به روزهای پايانی خود رسيد تا به سنت تغييرناپذير پروردگار، آماده ميزبانی بهار شويم و در رستاخيز طبيعت، نوروز باستانی را جشن بگيريم و با اميد و بهترين آرزوها، سال نو _سال 1395 هجری خورشيدی_ را آغاز كنيم؛ شيرينی ها و تلخیهای سال رفته را «تجربه» بدانيم و از آن درس بگيريم و در آستانه بهار و آغاز سال، فردای بهتر از امروز را در ذهن خود ترسيم كنيم و با اراده و تلاش تا سر حد امكان، به ثمر نشستن آن را به تماشا نشينيم.
سال گذشته را با شيرينیها و تلخیهای بسيار پشت سر گذاردم؛ از شيرينی مؤفقيتهای حرفهای و حضور و ارايه مقالههای تخصصی مختلف درباره راديو و بهويژه راديو جوان در همايش های مختلف تا تلخی از دست دادن همكاران پيشكسوت و اقوام نزديك، بهويژه مادربزرگ مهربان و برادر همسر جوان در ماه واپسين سال، همه و همه، روزهای متفاوت برای من و خانوادهام رقم زد و روزهای ما را توأمان به رنگ شادی و غم درآورد.
اميد كه سهم ما از شيرينیها و نه تلخیهای سال آينده بيش از اين باشد و بيش از گذشته، رنگ شادی به رنگ زمينه روزهای ما ايرانيان تبديل شود؛ ان شاء الله.
فرا رسيدن بهار و آغاز سال نو را با بهترين آرزوها و به ويژه آرزوی سلامتی و بهروزی تبريك و تهنيت میگويم
- به خانواده و بهويژه پدر و مادر بزرگوارم كه هيچگاه دعای خير خود را از من دريغ نمی كنند؛
- به همسر عزيزم كه بی ادعا سنگ صبور من است و همواره با روی گشاده سختیهای زندگی را تحمل میكند؛
- به پدر و مادر بزرگوار همسرم كه در ناگوارترين لحظههای سال، حامی معنوی دختر و داماد خود هستند؛ و
- به استادان و همكاران گرامی كه همواره با محبت و خيرخواهی، مرا از راهنماییهای ارزنده خود محروم نمیكنند.
اميد كه همراهیتان مستدام باشد و بهترينها در انتظارتان.
هر روزتان نوروز، نوروزتان پيروز





می خواهم بيشتر «شنونده» باشم تا «گوينده»؛