رقابت با شبكه های اجتماعی به هر قيمت!

سعيد خال، كارشناس و مدرس روزنامه­نگاری:

«برخی رسانه‌ها با به‌کارگیری عبارت­هايی مانند: شنیده می‌شود، گفته می‌شود، گمانه‌زنی‌ها حاکی از این است و... همچنان سعی دارند اولین رسانه‌ای باشند که خبرهای مربوط به رويدادهای مهم یا گاه بی‌اهمیت را منتشر کنند تا از رقابت با شبکه‌های اجتماعی جا نمانند. اینکه رسانه‌های رسمی تا چه اندازه باید خودشان را همگام و همراه شبکه‌های اجتماعی بدانند و اینکه آیا به­طور کلی این شبکه‌ها می‌توانند رقیب رسانه‌ها محسوب شوند یا نه؟ پرسش­هايی هستند که بسیاری از اهالی رسانه و کارشناسان این حوزه درباره آن نظرهای مختلف دارند.

بايد دانست یکی از ارزش­هايی که علاوه بر دربرگیری، سرعت انتشار و ارزش‌های دیگر خبری در روزنامه‌نگاری اهمیت بسيار دارد؛ ارزش «منبع خبر» است. هرچه منابع خبر معتبرتر باشند، به یقین درستی و صحت خبر بیشتر می­شود؛ اما با این حال گاهی مشاهده می‌شود عبارت­هايی نظیر: گفته می‌شود، شنیده می‌شود، به استناد یک منبع آگاه و... در  خبرها استفاده می‌شوند که از لحاظ حرفه روزنامه‌نگاری معتبر نیستند.

البته گاهی نیز پیش می‌آید که رسانه‌ها یک خبر دقیق را دارند و صحت آن را از یک منبع معتبر می‌گیرند؛ ولی آن منبع حاضر نمی‌شود نام وی در خبر منتشر شود. در این شرایط، رسانه‌ها
به­طور معمول مجبور هستند که از عبارت یک منبع آگاه برای انتشار خبر استفاده کنند؛ اما به­طور کلی مسلم است اگر رسانه‌های رسمی برای اینکه بتوانند خودشان را به اخبار برسانند، به شبکه‌های مجازی استناد کنند؛ کار 100 درصد غیرحرفه‌ای انجام داده‌اند.

اغلب اخبار منتشرشده در گروه‌های مجازی کذب هستند و برای یک رسانه رسمی خیلی ریسک بالا می‌طلبد که از فضای مجازی، خبر منتشر کند. البته گاهی نیز ممکن است برخی اخبار که در فضای مجازی منتشر می‌شوند، صحت داشته باشند و به دلیل سرعت بالا خیلی زودتر از خبرگزاری‌ها و سایر رسانه‌ها عمل کنند. در این شرایط به يقين صداوسیما، خبرگزاری‌ها و مطبوعات عقب می‌مانند؛ مانند: فوت حبیب محبیان_ خواننده فقید_ كه شاهد بودیم فضای مجازی بسیار جلوتر از صداوسیما و سایر رسانه‌های رسمی عمل کرد. با این وجود معتقدم استناد کردن بی­منطق و بی­پایه رسانه‌های به شبکه‌های مجازی کار بسیار خطرناک و غیرحرفه‌ای است.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/Print/?Id=6960

«بصیرت» و «تدبیر» لازم است و دیگر هیچ!

داریم كم­كم عادت می­كنیم كه اگر نه هر هفته و ماه كه هرچند وقت یك­بار بخوانیم، بشنویم و ببینیم و از كنار آن به سادگی بگذریم كه «فلان بازیگر یا كارگردان به  GEM_ كه منظور تلویزیون فارسی­زبان این گروه رسانه­ای است_ پیوسته است» كه البته بیشتر این خبرها نیز تأیید و بخش كم از آن، تكذیب می­شود. مسئولان فرهنگی و رسانه­ای نیز به­طور معمول با سادگی و حداكثر خط و نشان قانونی با اینگونه اخبار روبه­رو می­شوند و در نهایت واكنش نشان می­دهند كه كسانی كه با رسانه­های به­طور عمده فارسی­زبان در خارج از كشور همكاری كنند؛ امكان فعالیت حرفه­ای در ایران ندارند و از فعالیت­های آنها جلوگیری می شود و به دنبال آن هم فیلم­های در حال اكران و مجموعه­های(سریال­ها) تلویزیونی در حال پخش، بازبینی و فیلم­ها و سریال­های تا پیش از این، اكران و پخش شده، یا از كانون توجه دور یا به بایگانی (آرشیو) سپرده می­شود؛ به همین سادگی!

اما چرا «مسأله» با این اقدام­های تنبیهی حل نمی­شود و در اصطلاح صاحبنظران، حالت بازدارندگی ندارد و همچنان این عنوان تكراری خوانده، شنیده و دیده می­شود؟ چرا باید فلان بازیگر یا كارگردان با آگاهی از این راه بی­بازگشت، در آن پای بگذارد و به تبعید خودخواسته شخصی و حرفه­ای برود و با هر نگاه مثبت یا منفی، غربت­نشین شود و در مقابل، میلیون­ها تومان هزینه نیز به سبب تعلیق و توقیف آثار سینمایی و تلویزیونی_ و بیشتر تلویزیونی_ خود بر دست سازمان­های فرهنگی و رسانه­ای_ به­ویژه صداوسیما_ بگذارد؟

«پاسخ» از نگاه نگارنده روشن است:

مسئولان فرهنگی و رسانه­ای «ما» بیشتر می­گویند تا بشنوند و به این سبب بیشتر پاسخ می­دهند تا پرسش كنند و در نتیجه، بیشتر ساده­ترین و «نه» بهترین راه را انتخاب می­كنند و از این رو در برابر مسایل پیچیده بیشتر واكنش­های ساده نشان می­دهند و جالب اینكه آن را به­عنوان «الگو» به سایر رفتارهای خود نیز تعمیم می­دهند.

سخنان رهبر فرزانه انقلاب درباره این آسیب تأسف­بار خواندنی است؛ آنجا كه خطاب به رییس­جمهور و اعضای هیأت دولت وقت_ و البته تمامی دولت­های حال و آینده_ می­گویند: «اهمیت کار فرهنگی نباید مورد غفلت قرار گیرد. در کار فرهنگی هیچ وقفه و تعللی جایز نیست؛ چون بیشترین تلاش دشمنان بر روی جامعه و ملت و کشور ما، تلاش فرهنگی است. این مبالغه نیست! بیشتر و پُرحجم‌تر و مؤثرتر از تلاش­های سیاسی و امنیتی، تلاش فرهنگی است. علت هم این است که آنها می­دانند اگر در تلاش­های فرهنگی علیه انقلاب موفق و پیروز شوند، بقیه‌ کارها برای آنها آسان خواهد شد؛ لذا روی این متمرکزند. ما مطلقا نباید توقف داشته باشیم؛ باید پیش برویم. هیچ سطحی­نگری جایز نیست. ظاهرگرایی و عوام‌زدگی در کار فرهنگی جایز نیست. کار فرهنگی باید مدبرانه، عمیق، با حوصله و از سوی آدم­های باصلاحیت و کارشناس­های حقیقتا وارد، در همه‌ شعبه‌ها و شاخه‌های گوناگون فرهنگی مورد توجه قرار بگیرد.»

(بیانات در دیدار رییس­جمهوری و اعضای هیأت دولت، 1385/6/6)

به راستی كه فاصله آنچه هست با آنچه باید؛ چه بسیار است! حال دراینباره نیز ابتدا باید مسئولان فرهنگی و رسانه­ای از خواب غفلت بیدار شوند و پیش از گسترده شدن دامنه این مسأله به تدریج بحران ساز، نخست به دنبال طرح پرسش یا پرسش­های مناسب و سپس به دنبال پاسخ­های راه­گشا باشند و یك بار برای همیشه، بر گیجی­های مكرر خود در روبه­رو شدن با پدیده­ها و مسایل مرتبط فرهنگی و رسانه ای، از ویدیو تا ماهواره و از ماهواره تا شبكه­های اجتماعی و مصداق بارز اكنون آن، در برابر گروه رسانه­ای GEM مهر خاتمه بزنند و آن را اسیر جام جهان­بین خود سازند كه اگر نگوییم هیچ كه كمتر ایرانی است كه به دنبال اعتلای فرهنگ و هنر این مرز و بوم در برابر بیگانه مهاجم نباشد و به شرط همدلی و القای احساس شخصیت، دست مسئولان را به گرمی نفشارد و با تمامی توان و استعداد، به میدان نیاید و ایفای نقش نكند.

تنها «بصیرت» و «تدبیر» لازم است و دیگر هیچ!

عادت كرده ايم خود را باور نكنيم

زنده­ياد عباس کیارستمی، کارگردان نامدار سینمای ايران و جهان:

«متأسفانه همه ما عادت کرده‌ایم که خود را باور نکنیم. اگر خلاقیت‌هایی داریم و در سطح جهان مطرح می‌شویم؛ باز خود را باور نداریم و حس می‌کنیم لیاقت این مقام را نداشته‌ایم. این مسأله باعث شده که از امکانات بالقوه بسیار خوبی هم که داریم، درست استفاده نکنیم. نداشتن اعتماد به نفس موجب شده به دنبال هر موفقیت، بيشتر مسايل پشت پرده را از ارزش‌های آثار خود مؤثر‌تر بدانیم!»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

 http://tarikhirani.ir/fa/news/35/bodyView/5534

رسانه از «رسانه» غافل نشود

تاریخ صداوسیما به­عنوان «رسانه ملی» در سال­های پس از پیروزی انقلاب بیشتر تاریخ روبه­رو شدن غیرتخصصی با میدان فعالیت به شدت تخصصی است! كم­توجهی به ویژگی­های ذاتی دو رسانه «رادیو» و «تلویزیون» و نبود «نقشه راه» مشخص در استفاده بهینه از این ویژگی­های ذاتی كه بتواند مزیت­ساز برای «رسانه ملی» در فضای عمومی جامعه ایرانی باشد و به آن دست برتر در برابر رقیبان پرشمار دهد؛ نقطه ضعف همچنان جبران نشده صداوسیماست كه سوگمندانه هرچه می­گذرد، بیشتر به عمق آن، افزوده می­شود و گویی اراده عملی نیز برای پر كردن_ هرچند اندك_ آن، شنیده و دیده نمی­شود.

رادیو، رادیو و تلویزیون، تلویزیون است و هریك نقش خاص خود را در میان رسانه­ها و در فضای عمومی جامعه دارند. غفلت از این نكته به­ظاهر ساده اما مهم، نقطه آغاز تمامی گرفتاری­های بعدی در «رسانه ملی» ماست. دوگانه­سازی تصنعی آرمان_واقعیت و انتخاب ناگزیر بین واقعیت بی­آرمان و آرمان بی­واقعیت كه درست در مقابل تأكید رهبر فرزانه انقلاب بر «آرمان­گرایی واقع­بینانه» است و نیز دوگانه­سازی تصنعی دیگر میان تعهد_تخصص كه با چشم بستن بر تجربه­های دیگران به بهانه تعهد و پشت كردن به مبانی فكری و فرهنگی جامعه به بهانه تخصص، نه تعهد و نه تخصص حقیقی را به نمایش می­گذارد؛ همه و همه از دیگر پیامدهای ناگوار غفلت از روبه­رو شدن تخصصی و عمیق با میدان فعالیت به شدت تخصصی و البته سرنوشت­ساز در صداوسیما به­عنوان «رسانه ملی» است كه باید «عمده­ترین مركز هدایت فكری جامعه» باشد.

مدیران «رسانه ملی» بیش از گذشته باید بر مبنای آشنایی و فراتر از آن، تسلط بر ویژگی­های ذاتی دو رسانه «رادیو» و «تلویزیون» انتخاب و منصوب شوند كه حتی برترین اهداف و نیكوترین سخنان در نهایت باید به زبان رسانه ترجمه شوند تا بتوانند شنیده یا دیده شوند كه جز این هرچه هست، تنها ادعا و شاید خودفریبی است و هرگز راه به جایی نمی­برد كه نبرده است.

باور كنید!

صدای جمهوری اسلامی و اصول اثرگذاری بر مخاطب

دكتر عبدالعلی علی‌عسكری، رييس سازمان صداوسيما:

«رادیو یكی از مؤثرترین رسانه‌ها در حوزه آگاهی‌بخشی به افراد جامعه و يك رسانه‌ پراهمیت است كه جایگاه خاص در بین مردم دارد؛ چرا كه با بهره‌گیری از عنصركلام و تولید ادبیات می‌تواند اطلاعات و دانش بیشتر را به مخاطب خود منتقل كند.

شاید به­ظاهر به دلیل تكثر كانال‌های تلویزیون و تنوع سرویس‌های رسانه‌های نوین، به این رسانه‌ها بیشتر توجه می­شود؛ اما این مسأله از اهمیت رادیو نمی‌كاهد. ضمن آنكه رادیو نیز می‌تواند با بهره‌گیری از رسانه‌های نوین صدای خود را به اشكال مختلف به مخاطب برساند. به دلیل جایگاه اين رسانه در بین مردم و آثار مثبت آن بر جامعه در ابعاد مختلف، در سال‌های گذشته رشته‌های تخصصی رادیو را در دانشگاه صداوسیما راه‌اندازی كردیم تا با پرورش نیروهای متخصص، زمینه ارتقای تولیدات رادیو فراهم شود.

تحول در فعالیت‌های صداوسیما در آینده باید بر فضای مجازی استوار باشد و از این شرایط باید بیشترین بهره‌برداری را ببریم و در این ارتباط رادیو می‌تواند نقش جدی و اثرگذار ایفا كند. بخشی از پیام‌های رادیو باید كوتاه و با ضرباهنگ (ریتم) تند و سریع باشد تا با انتشار در فضای مجازی نیز سنخیت یابد.

اگر پیام‌های رادیو به‌صورت هنرمندانه تنظیم شود و به مخاطب انعكاس یابد؛ به دلیل اینكه پیام در رادیو نشأت گرفته از متن است، اثرگذاری آن افزایش می‌یابد.

مخاطب از ما انتظار دارد تا بیشتر و كارشناسی‌تر به مسايل و مشكلات جامعه بپردازيم. ما باید برای تعامل بیشتر با مخاطب، نیازهای واقعی وی را در حوزه پیام‌ بسنجیم و بر اين مبنا به تولید محتوا بپردازیم.

برنامه‌سازان رادیو باید تمامی لایه‌های اجتماعی و گرایش‌های موجود در جامعه را شناسايی و ضمن انطباق با شرایط جامعه برای همه گروه‌ها برنامه‌سازی كنند.

سه عامل در موفقیت رسانه‌ رادیو مؤثر است:

  • حركت به سمت فضای مجازی،
  • عمق­بخشی به محتوا، و
  • پرهیز از سطحی‌نگری و تعاملی­بودن،

از مهم­ترین اصول اثرگذاری بر مخاطب محسوب می‌شود.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.radio.ir/Persian/Print.aspx?modulename=news&newsid=54856

اختصاصی (Exclusive) بودن ديگر تضمين برتری نيست

باید این تصور را از ذهن خود پاك كرد كه تولید خبر، گزارش، مصاحبه و دیگر برنامه­های اختصاصی (Exclusive) به خودی خود بتواند عامل تضمینی ایجاد برتری بر رقیبان و قلاب مناسب جلب توجه مخاطب برای شنیدن و دیدن برنامه­های «صدا» و «سیما» باشد. مخاطب جست­وجوگر و انتخابگر امروز در بازار پررقابت پیام تنها خریدار متاع آن دكان است كه لااقل برای چند لحظه كوتاه «ارزش» شنیدن و دیدن داشته باشد؛ وگرنه با یك حركت ساده یا جست­وجوگر گیرنده رادیو یا كنترل تلویزیون را به آرامی فشار می­دهد و به آسانی عطای خریداری پیام را به لقای آن می­بخشد تا بار دیگر كه امیدوارم بسیار نزدیك باشد و بسیار دور نباشد، شنونده یا بیننده برنامه­های_ حتی «اختصاصی»_ صداوسیما شود و شاید از این برنامه­ها تأثیر بپذیرد یا نپذیرد.

گفت­وگوی زنده رادیویی یا تلویزیونی با روسای قوای سه­گانه نیز اینگونه است و حتی اگر «اختصاصی» نیز باشد؛ نمی­تواند به تنهایی تضمین­كننده ایجاد برتری بر رقیبان و جلب توجه مخاطب در بازار پررقابت پیام باشد. مدیران و برنامه­ریزان صداوسیما اگر با احساس «همدلی» (Empathy) حتی یك لحظه خود را به جای مخاطب بگذارند، متوجه می­شوند كه باید مطلب یا مطالبی در این مصاحبه­ها باشد كه در ساعت­های پایانی شب به اصطلاح به كار آنها بیاید تا اگر حتی در آن ساعت نیز نتوانستند بیننده یا شنونده این مصاحبه­های اختصاصی باشند؛ مطالب آن را در تكرار خود مصاحبه یا بخش­های خبری فردا پیگیری و درباره آن با خانواده، دوستان و آشنایان، و همكاران و دیگر افراد در خانه، محل كار و مكان­های عمومی گفت­وگو كنند.

این را نباید به حساب نقطه ضعف روسای قوای سه­گانه و دیگر مسئولان گذاشت كه بخواهند در این مصاحبه­های اختصاصی با بیان عملكرد خود دست به تبلیغات بزنند و در اصطلاح علم ارتباطات، «پروپاگاندا» (Propaganda) به راه بیندازند و درصدد «اقناع» (Persuasion) مخاطب شنونده یا بیننده برآیند؛ اما این را باید به حساب نقطه ضعف سازمان رسانه و در اینجا، صداوسیما گذاشت كه با ادعای داشتن لشگری از كارشناسان كاربلد رسانه­ای به راحتی اسیر این روند_ تأكید می­كنم طبیعی و منطقی_ شود و از نقش و وظایف اصلی خود كه در قانون اساسی و هنجارهای موردتأكید رهبران انقلاب اسلامی و نیز دستاوردهای علم ارتباطات و علوم مرتبط دیگر آمده، غفلت كند و تنها به تریبون یكطرفه مسئولان محترم تبدیل شود و نتواند از ظرفیت این مصاحبه­ها برای جلب توجه و اعتماد مخاطب كه پیش­شرط برقراری حقیقی یك «ارتباط» (Communication) پایدار است، استفاده و به­عنوان «نماینده افكار عمومی» ایفای نقش كند.

اما چه باید كرد؟

«من» معتقدم كه باید با یك طرح و به اصطلاح اهل فن، با یك سناریوی مشخص (به انگلیسی: Screenplay یا Script یا به فرانسوی: Scénario) با این مصاحبه­ها روبه­رو شد و مانند یك سناریو هم لحظه های تعلیق، هم لحظه های گره­افكنی، هم لحظه­های اوج و هم لحظه­های گره­گشایی را در مصاحبه­ تجربه كرد. باید حتی به­ظاهر «صدای مردم» شد و با توجه به جایگاه مسئول محترم و نقش موردانتظار از نهاد یا سازمان زیر نظر وی كه باید مطابق اصول قانون اساسی، سیاست­های كلی نظام و مفاد حكم انتصاب مسئول محترم با نگاه دقیق به رویدادهای مرتبط در حوزه مسئولیت وی باشد؛ طرح پرسش كرد و به دنبال پاسخ مناسب بود.

البته این آغاز راه است و گام تكمیل­كننده، رعایت الزامات رسانه­ای بودن این مصاحبه­های اختصاصی است. رفت و برگشت­های پینگ پنگی پرسش و پاسخ با توجه به اصل Kiss & Tell (Keep it short and simple) كه نشان دهنده كوتاه و ساده­گویی در كسب سهم مناسب از كیك توجه و در اصطلاح علمی، «اقتصاد توجه» مخاطب است و نیز لحن و اجرای مخاطب­پسند مصاحبه­كننده یا مصاحبه­كنندگان و جلب مشاركت مصاحبه­شونده مسئول، از جمله الزامات مهم رسانه­ای بودن این مصاحبه­ها برای مدیریت مناسب زمان و نحوه اجرای آن است كه متأسفانه كمتر به آنها توجه می­شود و ناگزیر پیامد ناگوار گریز مخاطب را به دنبال می­آورد و این «برگ برنده» را به همین سادگی می­سوزاند كه البته جای تأسف حتی برای مقام مسئول به­عنوان مصاحبه­شونده دارد.

فضا را برای فعاليت روزنامه نگاری تحقيقی فراهم كنيد

دكتر امیر محبیان، مدیرعامل خبرگزاری آريا:

«حکمرانی خوب به­عنوان توانایی یک جامعه برای تضمین حاکمیت قانون و آزادی بیان و داشتن دولت باز و پاسخگو تعریف می­شود. به نوبه خود، آزادی بیان یک ستون اساسی حکومت است؛ چرا که این حق، بسیاری از شهروندان را قادر می­سازد به رصد و پیاده­سازی تصمیم­گیری­های عمومی در روند توسعه کمک کنند. وجود رسانه­های متکثر، مستقل و آزاد شرط لازم حکمرانی خردمندانه و شفاف است و حتی شاید بتوان گفت که شفافیت جز از طریق رسانه امکان­پذیر نیست.

فقدان شفافیت، زمینه­ساز فساد و یکی از مهم­ترین عواملی است که روند توسعه را دچار اخلال می­کند. بنابراین دولت در مسیر توسعه محتاج رسانه­هاست.

یکی از شاخه­های روزنامه­نگاری مؤثر در کاهش فساد و افزایش شفافیت، روزنامه­نگاری تحقیقی یا Investigative Journalism است.

شاید احساس مسئولیت اجتماعی روزنامه­نگاری را بتوان در روزنامه نگاری تحقیقی که به افشای مافیای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می­پردازد؛ متبلور دید. ترکیب دو عنصر تعهد اجتماعی و قانونگرایی قادر است این گروه از روزنامه­نگاران را به سربازان پاکی و شفافیت فضای اجتماعی و سیاسی تبدیل کند. اهمیت این افراد را آن زمان می­توان دریافت که بدانیم چه نظام های پرقدرتی که در میدان جنگ از پای درنیامدند؛ اما در میدان فساد و آلودگی از پای افتادند.

فضا را برای ظهور و فعالیت روزنامه­نگاری تحقیقی فراهم کنید تا یارانی صادق در مسیر حکمرانی خوب بیابید.»

......

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/News/?Id=6868

آيا بوی بهار استشمام می شود؟

مرور گذرا بر فصل­ها و اصول مختلف قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نشان می­دهد كه سازمان صداوسیما هم­ارز قوایسه­گانه مجریه، مقننه و قضاییه، یك فصل و اصل قانون اساسی (اصل 175) را به خود اختصاص داده است و این جدا از مقدمه و برخی دیگر از اصول قانون اساسی است كه نامی از این «رسانه ملی» كه به تعبیر رهبران انقلاب باید «دانشگاه عمومی» و «عمده­ترین مركز هدایت فكری جامعه» باشد؛ به میان آمده است.

این جایگاه حقوقی والا كه با توجه به انتصاب رییس سازمان از سوی مقام رهبری، آن را به رسانه حكومت و نه دولت تبدیل كرده و تنها به قوای سه­گانه حق نظارت و نه سیاستگذاری_ كه بنا به تفسیر شورای نگهبان قانون اساسی از اختیارات اختصاصی مقام رهبری است_ داده است؛ بیش از یك دهه_ و به­ویژه از سال 1384 تا كنون_ است كه در صحنه عمل خدشه­دار شده و گاه شأن «رسانه ملی» را به روابط عمومی قوای سه­گانه و به­ویژه دولت­ها_ قوه مجریه_ تقلیل داده است.

نبود مدیریت مناسب بر منابع مالی و انسانی سازمان كه اتلاف منابع و نبود حرفه­ای­گری رسانه­ای حاصل آن است؛ به دولت­ها در استفاده از اهرم بودجه و زیر سؤال بردن فعالیت­های سازمان_ به­ویژه در حوزه پیام و محتوا_ دست برتر داده و در نهایت، صداوسیما را محكوم و دولت را حاكم ساخته است و این «رسانه ملی» را به جای اینكه «میانجی» حكومت و به­ویژه دولت و ملت باشد؛ به مجیزگوی دولت در برابر ملت تبدیل كرده و نقش سپر بلای دولت­ها را به آن داده است.

پس شگفت­آور نیست اگر توجه و اعتماد مخاطب كاهش یابد و خدشه­دار شود و به بهای از دست رفتن «استقلال»، آن هم به ثمن بخس حمایت­های مالی قطره­چكانی دولت، «رسانه ملی» به «بوق مفلوك»_ به تعبیر شهید سیدمرتضی آوینی_ و بازیگر دست چندم صحنه رقابت­های رسانه­ای تبدیل شود و تنها به عنوان یك سازمان اداری و نه رسانه­ای به حیات گلخانه­ای خود ادامه دهد كه البته انگشت اتهام را نه به سمت بیرون كه باید به سمت درون سازمان گرفت و این بیت شعر نغز ناصرخسرو قبادیانی را زمزمه كرد كه

بسوزند چوب درختان بی‌بر

سزا خود همین است مر بی‌بری را

اما چه باید كرد؟ «من» با وجود ناامیدی از اینكه در حال حاضر بتوان كاری كرد؛ معتقدم اگر هم بتوان راهی برای خروج از این وضعیت بغرنج پیدا كرد؛ آن راه همانا بازگشت از راه رفته، جراحی فوری و عمیق ساختارهای هزینه­زا و ناكارآمد سازمانی، تعهد حقیقی به آرمان­های انقلاب 57 و هنجارهای موردتأكید رهبران انقلاب_ امام خمینی (ره) و آیت­الله خامنه­ای_ و نیز مسئولیت اجتماعی در برابر مخاطب انتخابگر و جست­وجوگر امروز است؛ راه سخت و دشوار اما با حاصل شیرین كه البته مدیران و برنامه­سازان خاص خود را برای رهروی در این مسیر طلب می­كند. آن وقت است كه می­توان «بوی بهار» را از این سازمان استشمام كرد و خدای را شكر كرد كه خزان برگ­ریز و زمهریر زمستان را پشت سر گذاشته است و به زندگی سلام دوباره می­دهد.