
دكتر احمد توكلی، مدرس ارتباطات و روزنامهنگاری:
«دانشكده های ارتباطات و روزنامهنگاری ما چندین مشکل اساسی دارند:
شیوه گزینش دانشجو در دانشگاههای ما اشتباه است... نظام آموزشی ما این تلقی را دارد که چون روزنامهنگار با ادبیات سر و کار دارد حتما باید از رشته علوم انسانی انتخاب شود.
نظام آموزشی ما از پایه مشکل دارد؛ به این دلیل که فکر میکند دانشجوی تنبل تنها میتواند وارد رشته علوم انسانی شود و چاره دیگر ندارد و متأسفانه این قبیل دانشجویان وارد حوزه روزنامهنگاری میشوند و با وجود اینکه ادبیات خواندهاند، اما نمیتوانند حتی یک انشای خوب بنویسند.
محیط دانشكدههای روزنامهنگاری ما نيز مشکل دیگر این حوزه است؛ بهعنوان مثال در رشته هنر به فرد میگویند که طراحی بکند و در واقع کارهای عملی از دانشجو میخواهندف اما در ادبیات و روزنامهنگاری حتی از دانشجو نمیخواهیم که یک نامه بنویسد و دانشجو در ترمهای آخر تازه متوجه میشود که وارد چه حوزهای شده است. گاهی مشاهده میشود که دانشجو به رشته روزنامهنگاری ابراز بیعلاقگی می كند و این نشان از گزینشهای اشتباه ما در دانشگاه دارد.
دانشگاههای ما به لحاظ آموزشی هم دچار مشکل هستند؛ افرادی صرفا به این دلیل که مدرک لازم را ندارند نمیتوانند در دانشگاه تدریس کنند؛ اما در سوی دیگر افرادی هستند که مدرک دارند اما از روزنامه نگاری چیزی بلد نیستند. در دوره کارشناسی دروسی برای دانشجویان در نظر گرفته شده که بهتر است این دروس به دوره ارشد منتقل شود و در سطح کارشناسی مباحث تکنیکی مثل تکنیکهای خبرنویسی، گزارشنویسی و مصاحبه را به دانشجویان آموزش دهیم.
کمبود لوازم و امکانات آموزشی در دانشگاهها مشکل دیگر روزنامهنگاری ماست. ارتباطات بیش از هر علم، تغییرات به خود دیده و سرعت این تغییرات بسیار بالاست؛ ولی متأسفانه ما هنوز در چندین سال قبل ماندهایم و مباحث پنجاه سال پیش غرب را در دانشگاهها تعلیم میدهیم. همچنین در برخی دانشگاهها وسایل موردنیاز مانند رایانه برای خبر نوشتن و بررسی سایتها و اخبار در اختیار دانشجو قرار داده نمی شود؛ در نتیجه با این همه مسأله بسیار دشوار است که روزنامهنگار حرفهای تربیت کنیم و به قول معروف از کوزه همان برون تراود که در اوست!
تجربه و دانش مکمل یکدیگر هستند و طبیعی است وقتی شما از راه آموزش، مسايل و تکنیک ها را درک میکنید در عمل متوجه میشوید که دانش، صددرصد پاسخگوی شما نیست؛ فوت و فنهایی وجود دارد که در بستر تجربه به دست میآید. پس باید هر دو را با هم داشت. اگر کسی بدون علم آکادمیک و یادگیری فنون روزنامهنگاری شروع به کار کند مثل آدمی است که یک مسیر طولانی را پیاده طی میکند؛ در حالی که دانش مانند دوچرخه یا موتور سیکلت است. حرفهای شدن کمک میکند تا مسیر پیشرفت را سریعتر طی کنیم. بنابراین علم و تجربه در روزنامهنگاری لازم و ملزوم یکدیگر هستند.
ورود افراد به حوزه رسانه یا ورود به رشته روزنامهنگاری در دانشگاه به صورت اتفاقی است و تحت شرایط خاصی وارد این حوزه میشوند. به نظر من، دوران دانشجویی بهترین فرصت برای دانشجویان این رشته است تا وارد فضای کار شوند و مسايل عملیاتی روزنامهنگاری را یاد بگیرند.
توصیه من این است که حتی به صورت رایگان هم شده در رسانهها کار کنند؛ چرا که این پلی است بین عمل و تئوری.
یکی از پاشنه آشیلهای روزنامهنگاری ما نبود تخصصگرایی است. ما نیاز به روزنامهنگار و خبرنگار تخصصی داریم. در دنیایی که «سرعت» حرف اول را میزند، «تخصص» بسیار مهم می شود؛ چرا که شما نمی توانید همهکاره و یا به نوعی آچار فرانسه باشید و به تمامی حوزهها و مسايل بپردازید. اگر میخواهیم رشد کنیم باید متخصص شویم.
ما خودمان را نباید با غرب مقایسه کنیم. در غرب با وجود اینکه شبکههای تخصصی متعدد در زمینههای مختلف وجود دارد؛ اما باز هم تیراژ کتاب در آنجا میلیونی است و دلیل این امر کتابخوان بودن مردم غرب است. ما در اخبار نمی توانیم از نرم خبر استفاده کنیم و خبرنویسهای ما این توانایی را ندارند و تنها دلیل این امر مطالعه نكردن ما بهویژه در زمینه ادبیات و رمان است. ما ایرانیها عادت به کتاب خواندن نداریم و همین باعث میشود که خبر را به بدترین شکل بنویسیم.»
......
پینوشت:
برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:
http://www.hamshahritraining.ir/print-3844.aspx