روزنامه نگاری حوادث

حامد فرح­بخش، سردبیر مجله سرنخ:

«مجرمان به­طور معمول چند قدم از ما جلوتر هستند. آنها جرایم را می‌آفرینند و ما تنها برای اطلاع­رسانی به جامعه، آنها را گزارش می‌کنیم؛ اما با این مسأله موافق هستم که برخی مجرمان، شیوه­های ارتکاب جرایم را به وسیله انتشار اخبار حوادث از مجرمان باهوش­تر یاد می‌گیرند، ولی این مسأله تا حدودی اجتناب­ناپذیر محسوب می‌شود و نمی‌توان با این استدلال که افراد شیوه ‌های مختلف جرم و جنایت را یاد می‌گیرند، انتشار اخبار حوادث را متوقف کرد. این مسأله‌ در فیلم­ها نیز وجود دارد و فرد از فیلم نیز می‌تواند موارد زیادی را یاد بگیرد، اما این موضوع تاثیری در روند فیلم‌سازی نمی‌‌گذارد و آن را متوقف نمی‌کند.

مهم­ترین مسأله که به خبرنگار کمک می‌کند؛ اعتبار رسانه اوست و دیگری توانایی ارتباطی که خود خبرنگار دارد. البته یک نکته مهم دیگر نیز وجود دارد که آن، نوشتن حقیقت است. زمانی که فرد حقایق را ننویسد و خبر یا موضوع را سلیقه‌ای تغییر بدهد؛ اعتبار او زیر سئوال می‌رود و مقام های قضایی هیچ نوع همکاری با آن خبرنگار نمی­كنند.

مهم­ترین مسأله در روزنامه‌نگاری حوادث، صادقانه نوشتن است و برخی خبرنگاران نوشتن مطالب حوادث را با داستان اشتباه می‌گیرند. برای کاهش مشکلاتی که می‌تواند استرس­زا باشد؛ در وهله اول فرد باید دقت کافی را داشته باشد و حتما دبیر یا سردبیر مطلب را با دقت بخواند که خبرنگار تحت تأثیر احساسات قرار نگرفته باشد؛ ضمن اینکه تمامی موارد، بعد از نوشتن باید با قاضی به دقت بررسی شود و اگر خبرنگار از چیزی اطمینان نداشته باشد، باید حتما آن را از مطلب حذف کند.

بسياری از شکایت­ها، دعواها و مشکلات، به دلیل خیال­پردازی برخی خبرنگاران به وجود می‌آید. به هر حال استرس اجتناب­ناپذیر است و هر یک از دو طرف دعوا می‌توانند نسبت به مطالب موضع بگیرند؛ حتی در شرایطی که مطلب صادقانه نوشته شده باشد نیز این مشکل وجود دارد. اگر چیزی به اشتباه نوشته شود، حتما باید اصلاحیه چاپ کرد همچنین مهارت‌های ارتباطی قوی می‌تواند در پیشگیری از مشکل و کاهش استرس نقش داشته باشد. مسئولان قضایی یکی از پشتوانه‌‌های رسانه‌ها و خبرنگاران محسوب می‌شوند و در نتیجه باید با نوشتن صادقانه، به حمایت آنها اطمینان داشت.»

......

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.hamshahritraining.ir/print-3911.aspx

«چشم سوم» باشيد!

دكتر سیدبشیر حسینی، مدیرگروه علوم نوین رسانه دانشگاه صداوسیما:

«اگر منفعل باشیم، فضای رقابت را از دست می‌دهیم. روابط عمومی به­عنوان مدافع منافع سازمان‌ها شناخته شده است و مردم به روابط عمومی‌ها اعتماد نمی‌کنند؛ زیرا از نظر آنها مدیران سازمان هر آنچه که به نفع خود بدانند، انجام می‌دهند.

روابط عمومی اكنون به سمت شهروندی­شدن رفته است؛ به این معنا که مردم تمامی اخبار را در اختیار دارند. روزنامه‌ها نیز امروزه جایگاه خبر رسانی خود را از دست داده‌ و به سمت تحلیل محور شدن رفته‌اند؛ برای نمونه، تفاوت روزنامه­های کیهان و شرق در حوزه تحلیل آنهاست.

فرهنگ Oxford هر سال، يك کلمه‌ را به­عنوان کلمه سال انتخاب می‌کند و در پایان سال 2016 نیز کلمه پساحقیقی را انتخاب کرده است. این کلمه بیان­كننده وضعیتی است که افکار عمومی بیشتر از اينکه تحت تأثیر واقعیت‌ها باشند؛ متأثر از احساسات و نظرهای شهروندان هستند. امروزه حاکمیت بالا به پایین کاهش پیدا کرده است و مردم می‌توانند با در اختیار داشتن رسانه‌های فردی، قدرتمند شوند. این مسأله را در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی کشورها می‌توان مشاهده کرد.

شهروندان در اين شرايط بايد از سواد رسانه‌ای برخوردار شوند. سواد رسانه‌ای مجموعه خوانش ها و نگارش­های رسانه‌ای است. سواد رسانه‌ای، استفاده از توانایی تجزیه و تحلیل، تفکر انتقادی، تفکر خلاق و تولید است. زمینه سواد رسانه‌ای در اين سه اصل است.

سواد رسانه‌ای زمانی به حقيقت محقق می‌شود که انتقادی باشد؛ به فرهنگ توجه کند؛ و به سمت خلاقیت و تولید برود.

امروزه مردم تصمیم می‌گیرند از چه راه و در چه زمان، چه مطالب را دریافت کنند؛ زیرا رسانه‌های فردی گسترش پیدا کرده است. مردم انتظار دارند که روابط عمومی‌ها چشم سوم آنها باشند. روابط عمومی هرچه به مردم نزدیک‌تر شود، کارآمدتر خواهد بود.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بیشتر نگاه كنید به:

http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/Print/?Id=7606

راديو جوان و راهبردهای بازاريابی اجتماعی در بازار پيام

صداوسیما به­عنوان رسانه‌ باوربنیاد (ایدئولوژیک) در بازار پررقابت پیام، بدون داشتن نقش مؤثر در تولید افكار عمومی، از متن به حاشیه می­رود و با وجود تمامی تجربه­های موفق به یک بازنده بزرگ تبدیل می­شود. برنامه‌ریزان «رسانه ملی» می‌دانند كه واقع‌بینی در رصد و تحلیل بازار پیام و انعطاف­پذیری و سازگاری در رویارویی با شرایط پیچیده رقابت، پیش­فرض نقش­آفرینی­ مؤثر صداوسیما به­عنوان «عمده­ترین مرکز هدایت فکری» جامعه است. بازاریابی اجتماعی پیام با هدف شکل دادن به چارچوب شناخت مخاطب در بازار پیام، پاسخ مناسب به دغدغه­ برنامه‌ریزان، به­ویژه در نحوه رو­به­رو شدن با مخاطب جوان و مقدمه ایفای نقش مؤثر صداوسیما در تولید افكار عمومی است. پیشتازی جوانان در پذیرش نوآوری­ها و بروز و تداوم هر نوع تغییر در جامعه، برنامه‌ریزان رادیو جوان را وامی­دارد تا بیش از پیش در تراز این نقش­آفرینی­ به مطالبات مخاطب جوان، توجه و متناسب با شرایط محیطی حاكم، راهبردهای بازاریابی اجتماعی پیام را در این ایستگاه اختصاصی صدای جمهوری اسلامی، طراحی و اجرا كنند. از این رو پرسش اصلی نگارنده در این مقاله آن است که برنامه‌ریزان رادیو جوان با طراحی و اجرای چه راهبردهایی در بازاریابی اجتماعی پیام‌ می­توانند موجب ایفای نقش­ مؤثر این ایستگاه اختصاصی در تولید افكار عمومی شوند؛ به گونه­ای كه با پاسخ به مطالبات مخاطب جوان، زمینه را برای تحقق آرمان­ها و اهداف صداوسیما فراهم كنند؟ تربیت مخاطب به­عنوان انسان آرمانی رسانه، گفت­و­گوی انتقادی با حكومت­مردان و مردم با همراهی و همفكری نخبگان، طرد كلیشه­ها و ترویج هدفمند نوآوری ها، ایجاد انگیزه­های مادی و معنوی در برنامه­سازان، حمایت از برنامه­سازی تعاملی با حضور و مشاركت هدفمند مخاطب، حرفه­ای­گری و تغییر در شیوه­های برنامه­ریزی و برنامه­سازی با هدف «حفظ مخاطب فعلی و جذب مخاطب جدید»، راهبردهای پیشنهادی نگارنده بر مبنای مطالعه اسنادی و مصاحبه عمقی با مدیران و برنامه­سازان باسابقه صدای جمهوری اسلامی و رادیو جوان است.

......

پی­نوشت:

آنچه خوانديد، چكيده مقاله ارسال­شده به دومین کنفرانس بین­المللی پژوهش­های نوین در حوزه علوم تربیتی و روانشناسی و مطالعات اجتماعی ایران است كه اسفند­ماه سال جاری در قم برگزار می­شود.

برشی از يك خاطره

آيت ­الله اكبر هاشمی رفسنجانی، رييس فقيد مجمع تشخيص مصلحت نظام:

«امام‌ باز بر غیر قانونی‌بودن‌ دخالت‌ سه‌ قوه‌ در اداره‌ صداوسیما تأکید کردند؛ گفتم: با توجه‌ به‌ اینکه‌ پای‌ برادرم‌ محمد در میان‌ است‌، مناسب‌ نیست‌ که‌ من‌ دخالت‌ کنم‌.

ایشان‌ گفتند: به‌ خاطر برادر شما بودن‌ نباید مظلوم‌ واقع‌ شود و به‌ صداوسیما آسیب‌ برسد. [امام‌] از موفقیت­های‌ جنگ‌ راضی‌ بودند. ساعت‌ هشت‌ و نیم‌، تبلیغات‌ و اخبار پیروزی­ها شروع‌ شد.

دفترم‌ اطلاع‌ داد که‌ آقای‌ [محمدجواد] لاریجانی‌ که‌ پریشب‌ از طرف‌ شورای‌ سرپرستی‌ [صداوسیما] به‌ سرپرستی‌ موقت‌ [این‌ سازمان‌] منصوب‌ شده‌ است‌، می‌خواهد با من‌ مشورت‌ کند؛ گفتم‌: چون‌ امام‌ وارد ماجرا شده‌اند، من‌ دخالت‌ نمی‌کنم‌.

آقای‌ [سیدرضا] زواره‌ای‌ و آقای ‌[حسن‌] روحانی‌ [نمایندگان‌ مجلس‌ در شورای‌ سرپرستی‌ صداوسیما] تلفن‌ کردند؛ ناراحت‌ بودند. قرار شد استعفایشان‌ را به‌ دفتر من‌ بسپارند. وقت‌ ملاقات‌ با امام‌ برای‌ شورا [ی‌ سرپرستی‌صداوسیما] خواستند؛ به‌ امام‌ پیغام‌ دادم‌، نپذیرفتند.

امام‌ دستور دادند تا تعیین‌ تکلیف‌ مدیر عامل‌ از طرف‌ سران‌ سه‌ قوه‌، اخوی‌ محمد، مسئول‌ اداره‌ سازمان‌ صداوسیما باشد.» (اول مرداد 1362)

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://jamkhabar.ir/module/news/38355

تکثر رسانه ای و دوگانه رشد يا نزول کيفی فعاليت رسانه

دكتر مهدی محسنیان­راد، استاد ارتباطات و روزنامه­نگاری:

«خبرگزاری­ها در ایران بايد حرفه­ای و تخصصی شوند. بیشتر خبرگزاری­های غیردولتی در سراسر جهان با تکیه بر درآمدهای به دست آمده از فروش تولیدات خبری روی پای خود ایستاده و به معنای واقعی کار حرفه­ای انجام می­دهند؛ اما خبرگزاری­های ایجادشده در ایران طی سال­های اخیر واجد این شرایط نیستند. مجموعه رسانه­ها و سازمان­های وابسته به آنها در هر کشور مشابه یک موجود زنده هستند که باید بین اندام­های مختلف آن یک توازن منطقی حاکم باشد. وجود این همه رسانه زیر عنوان­های پایگاه خبری و خبرگزاری تناسبی با فضای کلی رسانه­ای در کشور ندارد و می­توان این شرایط را به انسانی تشبیه کرد که یک دست خیلی بلند دارد؛ در حالی که آن دست با دیگر اعضای بدن تناسبی ندارد.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/Print/?Id=7583

خبر دروغين: پديده قديمی در جامه نو

پوریا ناظمی، روزنامه­نگار علمی:

«همه ما علاقه‌مندیم که نظرهايی را دنبال کنیم که به نوعی پیش فرض‌های ما را تأیید می‌کند. این تلاش دایمی از سوی نخبگان و رسانه­هاست که ما را در مقابل نظرهايی قرار دهند که الزاما با دیدگاه پیش­فرض ما سر سازگاری ندارد؛ اما در این پیله ما نه‌ تنها خود را از شنیدن دیگران محروم کرده‌ایم که به­طور دایم به کمک فیدها و اشتراک‌گذاری دوستان هم­نظر، خود را در مقابل اخبار تأیید‌کننده نظر پیشینی خود می‌بینیم.

این فضای بسیار خوب برای طراحی ساختارمند اخبار جعلی است؛ خبرهایی که برای تقویت باور شما و پیش­فرض اولیه شما و با حساب کردن بر این حباب بسته و شخصی‌سازی­شده شکل می‌گیرند و راه خود را به درون دنیای شما پیدا می‌کنند.

اینجاست که خطر اصلی خبر جعلی بیش از هر زمان خود را نشان می‌دهد. خبر جعلی دراین قالب جدید نیاز چندانی برای رقابت با رسانه‌های ساختارمند ندارد. رسانه‌های جدید و شخصی و از سوی دیگر همین شایعه‌سازان، پیش‌تر اعتبار آنها را برای مخاطب زیر سؤال برده‌اند. حتما شما هم بارها جمله­هايی را شنیده‌اید و می­شنويد که با این جمله آغاز می‌شوند که رسانه‌ها دروغ می‌گویند؛ به رسانه­ها نمی‌شوند اعتماد کرد؛ و این خبری است که رسانه‌­ها نمی‌خواهند شما آن را بشنويد. در این بیان‌ها، از رسانه ها چنان صحبت می‌شود که گویی امر واحد به نام رسانه وجود دارد و به عمد، تفاوت و تنوع و سطوح مختلف رسانه‌ها زیر سؤال می­رود؛ اعتماد مردم از بین می‌رود و جعل‌کنندگان خبر با به کارگیری ظواهری که باید آن را شبه­ژورنالیسم نامید؛ سعی می‌کنند خبرهای دروغین و غیر واقعی را با ظاهر خبر معتبر وارد دنیای شخصی ما کنند تا باورهای اولیه مارا تقویت کنند.

البته که در شکل‌دهی اين بی‌اعتمادی به رسانه‌ها، ما و برخی رسانه‌ها مقصرند؛ البته که حتی رسانه‌های دارای ساختارهای قدرتمند گاهی از پرسیدن سؤال‌های مهم و دنبال کردن داستان‌های مهم جا مانده‌ و فراموش کرده‌اند که وظیفه تحریریه باید تولید محتوا برای مخاطب باشد و گاه برخی تولیدکنندگان محتوا جای خود را با مسئولان بازاریابی اشتباه گرفته‌ و حاضر شده‌اند هر کار بکنند و هر مطلب را منتشر کنند تا شاید چند کلیکی بیشتر نصیب آنها شود. اما رسانه یک پدیده واحد نیست و در این بین رسانه‌هایی هم هستند که با همه مشکلات در تلاش هستند تا همه اصول حرفه‌ای را در نظر بگیرند. آنها شاید کوتاه ننویسند و شاید داستان‌های آنها ظرافت و لایه‌های عمیق داشته باشد که در 140 کاراکتر جای نگیرد؛ اما حداقل ما را کمی به دانسته‌های خود مطمئن‌تر می‌کنند.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.hamshahritraining.ir/print-3916.aspx

گزارشگر تحقيقی تربيت نكرده ايم

دكتر مجید رضاییان، مدرس روزنامه­نگاری و سردبير سابق روزنامه جام­جم:

«اگر ما رسانه را پذیرفتیم از درون آن گزارش تحقیقی درمی‌آید؛ ولی اگر رسانه را نپذیرفتیم، هیچ نوع گزارش تحقیقی از آن حاصل نمی‌شود. در واقع، اگر روزنامه‌نگاری را پذیرفتید، پرسش را می پذیرید؛ و اگر پرسش را پذیرفتید، نقد را هم می‌پذیرید.

روزنامه‌نگاری يك علم میان­رشته‌ای است که ادبیات آن باید از شش فرم مختلف تبعیت کند:

ادبیات خبر، ادبیات گزارش خبری، ادبیات گزارش، ادبیات مصاحبه، ادبیات یادداشت و سرمقاله، و ادبیات مقاله و نقد. بنابراين فرم گزارش تحقیقی تابع یک دیدگاه جامع­تر و بالاتر است.

ما در ایران موفق به گرفتن گزارش تحقیقی نیستیم؛ برای نمونه، بياييد سه گزارش تحقیقی قدرتمند که جریان­ساز باشد و مانند واترگیت، جریانی را در يك کشور جهان سومی تغییر دهد، به من نشان بدهید؟ حال این یک پرسش جدی است که چرا این فرم روزنامه‌نگاری در ایران نیست؟ برخی گفته‌اند روزنامه‌نگاری تحقیقی یک واکنش است در برابر روزنامه‌نگاری توسعه بعد از جنگ جهانی دوم. برخی ديگر هم گفته‌اند يك فرم است که من هر دو را قبول دارم و بحثی در این نیست.

روزنامه‌نگاری تحقیقی به دنبال کشف رویدادهاست. کشف رویداد با انعکاس رویداد متفاوت است. معنای اصلی در گزارش تحقیقی، معیارهای اخلاقی است. گزارشگر تحقیقی وجدان جامعه محسوب می‌شود و وجدان بیدار جامعه را روزنامه‌نگار تحقیقی می­نامند.

فرم‌ها در روزنامه‌نگاری از منظر نگاه فلسفی یا رویدادمحور است یا موضوع (سوژه­)محور. گزارش تحقیقی، پرسش­محور است. از اين رو سه عنصر دارد: پرسش، جست­وجو، و افشا. گزارشگر تحقیقی وجدان بیدار جامعه است؛ به خاطر اینکه می­خواهد جست­وجوگری و پرسش کند، منتهی به افشا؛ این، گزارش تحقیقی می‌شود.

وقتی درباره گزارش تحقیقی صحبت می‌کنید؛ این یک بستر دارد، و بستر آن، آزادی بیان است. برای رسیدن به آزادی بیان، باید آزادی اندیشه داشته باشیم؛ بعد آزادی اطلاع  و بعد آزادی انتخاب. آزادی اندیشه یعنی تفکر من محترم است در برابر تفکر شما؛ چون دیدگاه‌ها یکی نیست. آزادی انتخاب هم یعنی من میان اندیشه‌های موجود حق انتخاب دارم. باید به آزادی بیان عمل کنیم؛ وگرنه صحبت از گزارش تحقیقی، يك شوخی بیش نیست.

نکته دوم، موضوع قانون است. جایی که تمرکز قدرت وجود دارد، قانون شوخی است و جایی که تفکیک قدرت است، قانون معنا پیدا می‌کند. در واقع، قانون برای اتصال حوزه‌های مختلف به هم است و مناسبات را با هم تنظیم می­کند. پس گزارش تحقیقی آن زمان می‌تواند معنای واقعی خود را پیدا کند که قانون هم باشد. ما روزنامه‌نگاران خیلی آدم‌های خوبی هستیم و می‌گوییم قانون خوب است. ما می‌گوییم قانون نباشد، بد است. ما هرج و مرج را قبول نداریم. ما قانون را قبول داریم؛ ولی به به شرط اینکه قدرت متمرکز نباشد تا قانون معنا پیدا کند.

روزنامه‌نگاری تحقیقی واکنشی است به روزنامه‌نگاری توسعه‌ای؛ چون توسعه در همه جای جهان از نظر مفهوم دو آسیب را با خودش می‌آورد: یکی دیوان­سالاری و دیگری فساد اقتصادی و سیاسی. پس روزنامه‌نگاری تحقیقی برای کنترل و افشا شکل گرفت. یک ایراد جدی به روزنامه‌نگاری توسعه این بود که این نوع روزنامه‌نگاری همسو با حکومت‌هاست. برای همین گفته می‌شد ما باید یک روزنامه‌نگاری انتقادی داشته باشیم و به نوعی می‌توان گفت روزنامه‌نگاری تحقیقی در عمل مسیر روزنامه‌نگاری را متعادل می‌کند.

اطلاعات دو بخش دارد: یکی اطلاعات پنهان و دیگری اطلاعات کتمان.

اطلاعات پنهان مربوط به حوزه‌های امنیتی است و ربطی به روزنامه‌نگار ندارد؛ اما اطلاعات کتمان، مربوط به روزنامه‌نگار است و حق قطعی روزنامه‌نگار است که دنبال اطلاعات کتمان برود. در واقع  اطلاعات کتمان همان اطلاعاتی است که آشکار است ولی فرد یا افراد و مسئولان يا نهادها حاضر به پذیرش آن نیستند.

اطلاعات کتمان دستمایه‌ اصلی گزارش تحقیقی است که آشکار است؛ سرنخ هم دارد؛ ولی طرف حاضر نیست بپذیرد. در واژگان خبری کمتر می‌گویید: فلانی تصریح کرد، و بیشتر می‌گویید:  سرانجام فلانی اعتراف کرد؛ به خاطر اینکه اطلاعات قطعی است، ولی آن طرف مسئولیت خود را نمی‌پذیرد.

شرط اول تحقق گزارش تحقیقی این است که گزارش تحقیقی وقتی می‌خواهد انجام بشود،  باید به صورت تیمی انجام شود. در گزارش تحقیقی باید تیمی عمل کنید. در هر رسانه‌  علاوه بر گزارشگر تحقیقی، یک تیم در حوزه‌های مختلف لازم است تا به نتیجه برسد؛ برای مثال، برای داشتن اطلاعات حقوقی به حقوقدان نیاز داريد.

شرط دوم این است که حتما برای گرفتن گزارش تحقیقی در یک رسانه به سردبیر وصل باشید. اگر هم نخواست، باید بگویید: نظارت کند یا معاون‌ خود را سرپرست این کار قرار دهد؛ به خاطر اینکه از داخل آن رسانه، باید یک پشتیبانی خیلی قوی صورت بگیرد.

شرط سوم این است که باید یادمان باشد گزارش تحقیقی فشار و موانع بسیار دارد و این مسأله مختص ایران نیست. همه جا همین است و موانع بسیار دارد. از اين رو باید مدیر رسانه را درگیر کنید؛ به خاطر اینکه فشارها و عوامل بیرونی را بتواند کنترل کند.

شرط چهارم این است که با جنبه‌های حقوقی آشنا باشید؛ برای مثال، اطلاعات کتمان با اطلاعات پنهان اشتباه در نظر گرفته نشود. بنابراین خود روزنامه‌نگار باید مسلط بر این حیطه باشد و حضور مشاور حقوقی یا کسی که اطلاعات حقوقی دارد در پیگیری گزارش تحقیقی لازم است.

شرط پنجم این است که  باید بدانید شما وقتی دارید اطلاعات کتمان را دنبال می‌کنید، از اطلاعات آشکار جا نمانید؛ چون در اطلاعات آشکار، سرنخ‌های فراوان وجود دارد و یک گزارش تحقیقی خوب زمانی ساخته می‌شود که اطلاعات آشکار در کنار اطلاعات کتمان معنا پیدا کند.

اطلاعات آشکار به معنای این نیست كه چون گزارش تحقیقی است باید فقط دنبال اطلاعات کتمان رفت و  اطلاعات آشکار را فراموش کرد. خود همین اطلاعات آشکار نيز نیاز به مدیریت و شناخت دارد.

شرط ششم این است که باید بدانید گزارش تحقیقی متفاوت از گزارش توصیفی است و مهارت خاص خود را می‌خواهد. در گزارش توصیفی، تخیل روزنامه‌نگار باید قوی باشد؛ اما در گزارش تحقیقی استحکام قلم مهم است و مهارت نگارش گزارش تحقیقی به  سکانسی بودن آن است.

باید در گزارش تحقیقی زمان صرف کنید و سکانس به سکانس جلو بروید و نباید اشتباه هم کنید. اگر  در جايی در سکانس­ها اشتباه و جابه‌جایی پیش آید؛ کار دچار نقص بزرگ می‌شود. از اين رو، تسلط  بر ادبیات در گزارش تحقیقی يا گزارش توصیفی به مهارت روزنامه‌نگار برمی‌گردد. در گزارش تحقیقی باید زمان صرف کنید و اگر برای گرفتن این گزارش، امسال شروع می‌کنید تابستان سال آینده به نتیجه می‌رسید، هیچ اشکالی ندارد؛ چرا که گزارش تحقیقی همین است.

گزارش تحقیقی بدون صرف زمان به نتیجه نمی‌رسد و کاملا قانونی و با رجوع به مراجع قانونی می‌توان آن را به سرانجام رساند و لازم نیست خلافی هم مرتكب شويم.

شرط هفتم، مداومت در صرف بودجه است؛ یعنی وقتی زمان طولانی می­شود، هزینه و بودجه  هم افزایش می‌يابد و این یک واقعیت و شرط برای تحقق گزارش تحقیقی است.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/Print/?Id=7552

قصه‌گویی هنوز هم مهم‌ترین اصل در روزنامه‌نگاری است

کارولین اسکات، ترجمه طاهره رحیمی:

«توانایی قصه‌‌گویی برای روزنامه‌نگار مهم‌تر از توانایی کار با ابزارهای جدید روزنامه‌نگاری است. مراقب باشید هیچ‌وقت تبدیل به یک تکنسین صرف نشوید که فقط می‌تواند با این ابزارها و برنامه‌های پیشرفته کار کند؛ بدون آنکه قصه‌گفتن بلد باشد.

شما باید بر کارتان به‌عنوان یک راوی تمرکز کنید؛ یعنی گفتن آنچه مخاطب نمی‌داند و نشان دادن آنچه ندیده است. چندان هم نیاز به‌ فکر کردن ندارد. خودتان را باید یک راهنمای تور بدانید؛ راهنمایی که برای دیدن اتفاقاتی که رخ داده، به نقاط مختلف سفر می‌‌کند. ذره‌ذره و تکه‌تکه بخش‌های مختلف دیده‌های خود را کنار هم می‌گذارد تا به انتها برسد.

هر قصه‌ خوب باید فکر، قلب و البته جیب شما را تحت تأثیر قرار دهد؛ بدون آنکه لزوما مجبور باشید یک مؤسسه عریض و طویل با یک عالم تکنولوژی‌ها و ابزارهای پیشرفته داشته باشید. آنچه شما همیشه به‌عنوان یک روزنامه‌نگار به آن احتیاج خواهید داشت، توانایی بالای قصه‌گویی است. اما اگر شما بدون این توانایی فقط باید یک دوربین چهار کیلویی راه بیفتید که یک خبر تهیه کنید، خروجی شما قطعا به‌ درد نخواهد خورد.

نوشتن یا تهیه هر گزارش چهار بخش دارد که آنها را این‌طور نام‌گذاری کرده‌ام: هی!، با توام، ببین و خوب پس، چی‌ شد؟ اینها فرایند خلق گزارش هستند که شامل قاپیدن توجه مخاطب، یک شروع عالی، ساختن لایه‌های قصه و در نهایت رسیدن به عصاره‌ای است که تمامی جزئیات با مهارت صیقل داده شده‌اند.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه متن كامل مراجعه كنيد به:

http://www.hamshahritraining.ir/print-3906.aspx