منتظر يك آغاز...

نفس­های يك سال خورشيدی ديگر در واپسين روزها به شمارش افتاده است و می­رود تا سال نوی ديگر در همنشينی جدايی­ناپذير با بهار طبيعت، ميهمان جسم و جان ايرانيان بلكه جهانيان شود و نويد روزهای شاد و پرنشاط در سال خورشيدی 96 دهد.

بی­اغراق می­گويم: كمتر سالی را در نزديك به چهار دهه زندگی خود به ياد دارم كه برای پايان آن مانند سال 95 لحظه­شماری كرده باشم؛ چرا كه از نگاه من، اين سال با همه لحظه­های شيرين در محيط خانه و خانواده، سال به حقيقت تلخ، سال ركود و سستی، سال وداع و از دست رفتن های غم­انگيز، سال روزمرگی­های فرساينده، سال خفتن و نه رفتن، سال انتظار مخرب برای آينده موهوم و سال حسادت­ها و نادانی­ها در جامعه و فعاليت­های حرفه­ای بود.

اميد كه لحظه تحويل سال 96، طليعه فرا رسيدن روز نو برای ايران و ايرانی باشد؛ ان شاء الله.

پيشاپيش با بهترين شادباش­ها، فرا رسيدن سال نو و بهار طبيعت را تبريك می­گويم و با سپاس بيكران از لطف حضرت حق، دعای خير ائمه معصومين (عليهم السلام)، پشتيبانی­های خانواده و به­ويژه پدر و مادر بزرگوارم، دلگرمی­های همسر نازنينم و نيز مهربانی­ها و همراهی­های همكارانم، اميدوارم كه سال 96، سال حركت پرانگيزه و پراميد به سمت فتح قله­های رفاه مادی و آسايش معنوی و در يك كلام، قله­های كمال انسانی باشد؛ گرچه حركت به كمال را هرگز پايانی متصور نيست!

مردم ایران از چه طریق اخبار را دنبال می کنند؟

«نتایج آخرین نظرسنجی ملی مرکز افکارسنجی دانشجويان ایران (ایسپا) در بهمن­ماه 95 نشان می­­دهد: صداوسیما کماکان منبع اصلی کسب اطلاعات مردم ایران است. بر اساس این نظرسنجی، حدود 64 درصد پاسخگویان اعلام کرده­­اند اخبار روز جامعه را بیشتر از طریق صداوسیما دنبال می­­کنند. حدود 16 درصد مردم، اخبار روز جامعه را بیشتر از طریق شبکه­­های اجتماعی مجازی دنبال می­­کنند. شبکه­­های ماهواره­ای با 6 درصد، سایت­­های خبری با 5.7 و روزنامه­­ها با 2 درصد نیز در رده­­های بعد قرار گرفته­­اند. حدود 3 درصد پاسخگویان نیز اعلام کرده  اند که اخبار روز جامعه را از خانواده و آشنایان دریافت می­­کنند. 

نتایج نظرسنجی مشابه ديگر که ایسپا به شیوه حضوری در شهر تهران در دهه سوم دی­ماه 95 انجام داده است؛ نشان می­­دهد: میزان مراجعه به صداوسیما به­عنوان منبع اصلی کسب اخبار در شهر تهران 56 درصد است؛ 16.3 درصد شبکه­­های اجتماعی، 9.6 درصد سایت­های خبری، 7.5 درصد شبکه­­های ماهواره­ای، 2.5 درصد روزنامه­­ها و 3.5 درصد دوستان و آشنایان را به­عنوان مهم­ترین منبع کسب اخبار اعلام کرده­­اند.

مقایسه نتایج این نظرسنجی با نظرسنجی­­های گذشته نشان می­­دهد: میزان مراجعه به صداوسیما برای کسب اخبار اندکی افزایش داشته است؛ به­عنوان مثال، در بهمن­ماه 94­، حدود 50 درصد مردم تهران اعلام کرده بودند بیشتر اخبار روز جامعه را از صداوسیما دنبال می­­کنند که در فاصله بهمن 94 تا دی 95، میزان مراجعه به صداوسیما به­عنوان منبع کسب اخبار 6 درصد رشد داشته است.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://ispa.ir/Default/Details/fa/1646

صدای جمهوری اسلامی و يك فرصت طلايی

... آيا اين فرصت نيز از دست می رود؟

ايدئولوژی يا كالا؟

دكتر عبدالله گیویان، استاد بازنشسته دانشگاه صداوسیما:

«اغلب سازمان‌های فرهنگی اعم از سازمان‌های رسانه‌ای که در یک ساختار ایدئولوژیک شکل می‌گیرند، با یک سری رانت‌های قدرت تبدیل به موارد انحصاری می‌شوند و اصلا فکر نمی‌کنند که یک کالای تولیدی در درجه اول باید اقتضائات فنی داشته باشد؛ بلکه وجود ایدئولوژی برای آنها مهم است. از اين رو یک کالا ممکن است به نشر هم برسد، اما فاقد ویژگی‌های تکنیکی باشد؛ گرچه به دلیل اینکه جنبه‌های ایدئولوژیک را ارضا کرده است، می‌تواند تولید شود. در این مرحله، توزیع هم به معنای یک فعالیت اقتصادی نیست؛ بلکه یک فعالیت ایدئولوژیک است.

ایدئولوژی در این منظومه فکری مساوی فرهنگ می‌شود و فرهنگ هم با اين تلقی که به­طور سنتی در تاریخ فرهنگی‌ ما وجود دارد، چیزی مبرا از اقتصاد است و سود دنیوی نباید به آن تعلق بگیرد. وقتی برای خالق معنوی یک اثر حقی قائل نمی‌شوید که بر روی کالای خلق­کرده‌ خود، امکان کنترل اقتصادی داشته باشد؛ معنای آن این است که فرهنگ را یک دنیا در نظر می‌گیرید و اقتصاد را یک دنیای دیگر؛ فرهنگ، دنیای بالا و اقتصاد، دنیای پایین.

فرودستی اقتصاد، انکار واقعیت‌های زندگی در دنیای مدرن است. در دنیای مدرن، پشت بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی، یک سازمان و بنگاه اقتصادی قرار دارد. این بنگاه اقتصادی می‌تواند سفارش تولید فیلم دهد یا سفارش دهد که کار تبلیغاتی یا کار رسانه‌ای صورت بگیرد؛ اما به اقتضای کار رسانه‌ای. آنجا دیگر از شما پرسش نخواهد شد که چقدر به این حرف که مطرح می‌کنی اعتقاد داری؟ بلکه پرسش این است که چقدر این حرف را می‌توانی به خوبی با رسانه‌ای که انتخاب کرده‌ای، بیان کنی؟ در واقع، آنجا معیارهای حرفه‌ای ملاک قرار می‌گیرد.

این فاصله بین دنیای فرهنگ و دنیای اقتصاد، یکی از ویژگی‌های جهان‌بینی ماست. زمانی که با این تلقی نگاه کنید؛ دنیا تبدیل به يك کاروانسرا می‌شود که به ناچار در آن پرتاب شده‌ای و «خرم آن روز کز این منزل ویران بروم». حتی حضرت حافظ هم به «خواجه قوام» و «شاه شجاع» یادآوری می‌کند که «صله ما چه شد؟»؛ یعنی در واقع جامعه ما طوری است که حتی فرض نمی‌کرده که آقای حافظ را باید تأمین کند؛ بلکه او باید صله‌خور می‌شده و به­عنوان عامل قدرت حاکم عمل می‌کرده است!

این فهم فرهنگی امروز در عمل است؛ نه اینکه فقط در ذهنیت­ها باشد. در عمل، ما فکر می‌کنیم که کالای فرهنگی و هنری، کالایی است که باید با كمترين قیمت یا بدون در نظر گرفتن قیمت عرضه شود و در اختیار همه قرار گیرد و حالا جهت ایدئولوژیک خاص هم داشته باشد. این باعث می‌شود که به هیچ معیار قابل قبول در عرصه کارهای هنری و رسانه‌ای و تبلیغات دست پیدا نکنیم.

شکل بسیار بسیار حادی هم به وجود آمده که تبلیغات را کاملا مساوی با اقتصاد در نظر گرفته‌ایم؛ یعنی در مقابل آن افراط، این تفریط را هم داریم؛ به­عنوان مثال، به من نوعی سفارش تبلیغ برای یک کالای خاص داده می‌شود و من دست‌اندرکار تبلیغات، فارغ از منافع ملی و آرمان‌های جمعی، فقط به کالا و ترویج آن فکر می‌کنم. این افراط در مقابل آن تفریط برای ما یک دوقطبی ایجاد می‌کند که موجب تشدید دو دنیایی بودن اقتصاد و فرهنگ می‌شود.

ما از نظر مبانی فرهنگی، اعتقاد به تفکیک دنیای فرهنگ از دنیای اقتصاد داریم که در ادامه با بی‌توجهی به شأن خالقان فرهنگی صورت گرفته است و در تداوم، به شکلی از کار رسانه‌ای به اسم تبلیغات رسیده که در آنجا گویی فقط اقتصاد مهم است. این فاصله از مشکلات جدی ماست.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.hamshahritraining.ir/print-3929.aspx

معرفی يك كتاب

مشارکت مخاطب در تولیدات رسانه‌‏ای از ابتدای قرن جدید میلادی و با گسترش ابزارهای جدید ارتباطی و فراگیر شدن شبکه جهانی اینترنت به‌‏شکل جدی‌‏تری نسبت به گذشته دنبال می شود. به همین ترتیب مباحث و مفاهیم جدید در روزنامه‏‌نگاری و مطالعات رسانه‏‌ای طرح و به چگونگی ایفای نقش شهروند مخاطب در شکل‏‌دهی به آینده اخبار و اطلاع‌‏رسانی توجه می شود.

ابزار شفافيت يا اهرم تهديد؟!

دكتر محمدمهدی فرقانی، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايی (ره):

«ارتباط مصاحبه­کننده و مصاحبه­شونده به­طور کلی يك رابطه دوطرفه است. به لحاظ نظری، خبرنگار نماینده افکار عمومی است و پرسش­های وی در واقع سؤال­هایی است که در افکار عمومی مطرح است و مردم به دنبال پاسخ آنها می­گردند. از این رو هر مسئول به تبع مسئولیتی که می­پذیرد، ملزم به پاسخگویی است. این پاسخگویی، لطف نیست؛ بلکه وظیفه­ای است که بر گردن هر مسئول است.

خبرنگار اگر سؤال نکند، چگونه می­تواند تولید خبر داشته باشد؟ روزنامه­نگاران در همه جای جهان، نماینده افکار عمومی هستند و به موجب يك قاعده کلی، مسئولان به موجب مسئول بودن حق پنهان کردن اطلاعات و همکاری نکردن با روزنامه­نگاران را ندارند.

خبرنگار نيز در جریان مصاحبه، حق توهین، پرخاشگری، بدرفتاری و تهدید منبع مصاحبه را ندارد. همچنین منبع مصاحبه هم حق تهدید مصاحبه­کننده و توهین به او را ندارد؛ در واقع مصاحبه­کننده و مصاحبه­شونده مسئولیت­ها و وظایفی دارند که باید در چارچوب آنها رفتار کنند.

اگر دو طرف طبق وظایف و مسئولیت­های خود عمل کنند؛ دلیلی برای ایجاد برخورد شخصی میان آنها وجود ندارد و رابطه آنها به توهین، تهدید و پرخاشگری ختم نمی­شود. دو طرف باید حرمت و احترام یکدیگر را حفظ کنند. همچنین خبرنگار به­عنوان مصاحبه­کننده نمی­تواند برای اینکه مصاحبه­شونده به سؤال او پاسخ دهد، الزام حقوقی یا فیزیکی ایجاد کند. در همین حال مسئولان یا دیگر صاحبان قدرت و نفوذ هم نباید به منظور بهره برداری تبلیغاتی، با اعمال قدرت و استفاده از ابزارهایی که در دست دارند، خبرنگار را وادار به گفت­وگو با خود کنند. به­طور کلی در جریان مصاحبه باید فضای همدلانه و تعامل شکل بگیرد تا مصاحبه­شونده ترغیب به پاسخگویی شود؛ حتی اگر این پاسخگویی به ضرر او باشد.

البته حفظ احترام به این معنا نیست که خبرنگار خود را سانسور کند و سؤال­های جدی و مهم را از آن جهت که ممکن است به منافع مصاحبه­شونده لطمه بزند، از وی نپرسد؛ به­طور مثال، اگر مصاحبه­شونده یک مسئول است و در عملکرد خود ضعف دارد، این ضعف باید در جریان مصاحبه برملا و علت آن مشخص شود؛ حتی اگر این شفاف­سازی به قیمت کناره­گیری آن مسئول از مسوولیت تمام شود. این یکی از کارکردهای مصاحبه است.

مصاحبه نباید به­عنوان ابراز تبلیغ برای افراد یا مسئولان قلمداد شود. مصاحبه ابزار پاسخگویی است و این پاسخگویی ممکن است به نفع یا ضرر مصاحبه­شونده باشد یا هیچ فرقی به حال او نکند. اگر مصاحبه شونده درست عمل کرده و پاسخ مستدل و قانع­کننده داشته باشد؛ به­طور طبیعی از مصاحبه سرافراز بیرون می­آید و اگر ضعف داشته باشد، خیر. خبرنگاران باید همواره این نکته مهم را در نظر داشته باشند که آنها مسئول پنهانکاری نیستند؛ بلکه مسئولیت خبرنگار، شفاف­سازی است.

اگر مصاحبه­شونده با میل و رضایت خود گفت­وگو کند؛ به هیچ وجه نمی­تواند با ابزارهایی مانند: تهدید و... از خبرنگار بخواهد که سخنانی را که گفته است، منتشر نکند. گفت­وگوشونده به لحاظ قانونی چنین حقی را ندارد. در این زمینه قوانینی است که از حقوق روزنامه­نگار دفاع می­کند؛ گرچه این قوانین در کشور ما قوانینی محکم نیستند. بر اساس قانون مطبوعات، یک روزنامه­نگار حق جمع آوری و کسب اطلاعات را دارد.

البته در این میان یک استثنا وجود دارد. اگر خبرنگار قول دهد که بخشی از سخنان مصاحبه شونده را منتشر نکند باید به قول خود پایبند باشد. در این شرایط است که خبرنگار به­طور قانونی و اخلاقی، حق انتشار سخنان مصاحبه­شونده را ندارد.

خبرنگار حتی مهم­ترین اخبار را نیز بدون اجازه مصاحبه­شونده نمی­تواند از زبان وی منتشر کند. اگر خبرنگار احساس کند که خبری که مصاحبه­شونده می­خواهد بگوید بسیار مهم است؛ به هیچ وجه نباید درباره منتشر نکردن آن قول دهد. اگر خبرنگار قول دهد و خبر را منتشر کند، خلاف شرافت حرفه­ای خود عمل کرده است.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/Print/?Id=7666

اخبار حوادث بزرگ را چگونه پوشش دهيم؟

«بلایای طبیعی، حوادث بزرگ و فجایع یا بحران‌ها، از زلزله و سیل گرفته تا سقوط هواپیما و آتش‌سوزی و انفجارهای بزرگ از مشکل‌ترین رویدادهای خبری برای پوشش رسانه‌ای هستند؛ چرا که خبرنگاران حاضر در صحنه باید حجم وسیع از اطلاعات را در شرایط مشکل و آن هم در یک بازه بسیار کوتاه، جمع‌آوری و منتشر کنند. پوشش دادن این رویدادها نیاز به تجربه و آموزش دارد؛ اما اگر چند توصیه کوتاه را به خاطر بسپارید، احتمالا در پوشش رسانه‌ای این رویدادها موفق‌تر عمل می­كنيد:

حرفه‌ای عمل کنید: توصیه مشترک تمامی دستورالعمل‌ها‌ی روزنامه‌نگاری در موقعیت‌های بحرانی، رعایت همان اصول اولیه روزنامه‌نگاری از جمله صحت اخبار و رعایت بی‌طرفی است. تلاش برای انتشار تازه‌ترین خبرها و رقابت با دیگر رسانه‌ها نباید منجر به انتشار اخبار غیرصحیح شود؛ حتی در موقعیت‌‌های خبری فوری و بحرانی هم، صحت خبر، همچنان مهم‌ترین اصل در روزنامه‌نگاری است. انتشار اخبار غیرموثق، نه ‌تنها می‌تواند عواقب ناخوشایند داشته باشد که موجب از بین رفتن مهم‌ترین سرمایه یک روزنامه‌نگار و رسانه، یعنی اعتماد مخاطب می­شود.

به­موقع برسید: در موقع بحران، احتمالا برای رسیدن به محل حادثه با مشکل مواجه می­شويد. ممکن است جاده‌ها و خیابان‌ها به‌دلیل شرایط اضطراری توسط پلیس بسته شوند. اینجا همان زمانی است که آشنایی‌های قبلی به کمک‌تان می­آيد تا به محل حادثه برسید. اگر متوجه شده‌اید که یک مقام رسمی در حال عبور است؛ از این فرصت استفاده کنید تا از موانع و بازرسی‌ها بگذرید.

خونسردی‌ خود را حفظ کنید: قطعا محل‌های رویداد‌ها و حوادث و فجایع موقعیت‌های پراسترسی هستند. احتمالا شما وقتی به محل حادثه می‌رسید که آن رویداد ناخوشایند رخ داده و قربانیان و بازماندگان بسیار پریشان احوال‌ هستند. این وظیفه خبرنگار است که در این مواقع خونسردی‌ خود را حفط کند.

مقام‌های مسئول را در صحنه پیدا کنید: وقتی به صحنه رویداد رسیدید؛ اولین کار باید آن باشد که برآوردی از آنچه در حال رخ دادن است، انجام دهید تا بتوانید تحریریه را مطلع کنید. نگاه سریع به اطراف‌ بیندازید تا افراد مسئول را در مرکز صحنه بیابید که ممکن است برای مثال، ريیس اداره آتش‌نشانی یا رهبر گروه نجات باشند.

سریع باشید: خبرنگارانی که حوادث یا فجایع را پوشش می‌دهند؛ به­طور معمول باید اطلاعات زیادی را در بازه کوتاهی بگیرند و مدیریت کنند. می‌توانید به‌سرعت اطلاعات بسیار به ‌دست بیاورید. صحنه رویداد را توصیف و با شاهدان عینی و امدادگران گفت‌گو کنید. سعی کنید به تمامی پرسش­های اولیه خوانندگان یا شنوندگان پاسخ دهید؛ این یعنی پیدا کردن عناصر خبر یا همان: چه؟ چه ‌کسی؟ کجا؟ کی؟ چطور؟ و چرا؟ ممکن است نتوانید جواب پرسش «چرا» را همان موقع بدهید؛ چون جزئیات مرتبط به آن هنوز مشخص نشده‌اند، اما به‌دنبال یافتن پاسخ آن باشید.

خود را از دیگر حاضران در صحنه متمایز کنید: لباس‌ها یا نشان‌های تعیین هویت رسمی را به تن کنید؛ حتی اگر فقط کارت خبرنگاری دارید، آن را به گردن‌ بیندازید و فاصله خود را از جمع تماشاچیان حفظ کنید.

نزدیک شوید، اما سالم بمانید: خطر را در صحنه رویداد باید به حداقل برسانید. اگر از خبرنگاران خواسته شده که به مرکز حادثه نزدیک نشوند، بفهمید که این ممنوعیت چه علتی دارد؟ آیا این اقدام مقام­های مسئول به‌ دلیل حفظ سلامتی خبرنگاران است یا دلایل دیگر دارد.

مزاحم نباشید: کمک­رسانی در حوادث بزرگ، یک کار تخصصی است که نیاز به ابزار حرفه‌ای هم ‌دارد. بنابراین راوی داستان باقی بمانید و درگیر صحنه نشوید.

در تماس باشید: با افراد مسئول در صحنه یا آنهایی که به نظر می‌رسد می‌دانند چه چیزی در حال رخ‌دادن است؛ در تماس باشید.

در دسترس باشید: روزنامه‌نگاران در صحنه باید مطمئن باشند که حداقل یک نفر، دبیر سرویس یا دبیر بخش، می‌داند که آنها کجا هستند؛ با چه کسانی ملاقات می‌کنند؛ و چه زمانی از محل حادثه بازمی‌گردند.

نسبت به ناراحتی دیگران حساس باشید: یک روزنامه‌نگار باید حساس و مودب باشد؛ نه کمرو و مرعوب. اما وقتی درباره مرگ و میر ناشی از حوادث گزارش تهیه می‌کنید، احتمالا با افرادی حرف می­زنيد که چه از نظر جسمی و چه روحی آسیب‌دیده ‌هستند.

حدس نزنید: اصل اولیه برای بسیاری از رسانه‌های معتبر در کار خبر آن است که هیچ خبری را بدون داشتن منبع، نقل نمی‌کنند؛ چه وقتی خبرنگار در محل حادثه است و چه وقتی که در تحریریه مشغول رصد اخبار و نوشتن مطالب با استفاده از دیگر رسانه‌‌هاست. برای نوشتن گزارش، اما تنها به گفته‌های مقام های رسمی اکتفا نکنید. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد: مطالبی که تنها برپایه اطلاعات منابع دولتی نوشته ‌شده‌اند، اعتبار کمتر از گزارش‌هایی دارند که در آنها از منابع مختلف مانند: متخصصان مستقل و صنعتگران استفاده شده است. استفاده از اطلاعات چندین منبع در ترکیب آن با مشاهده خبرنگار، بالاترین درجه اعتبار را برای یک گزارش می‌سازد.

اغراق نکنید: بگذارید اطلاعات خودشان حرف بزند. اگر اغراق کنید؛ نه ‌فقط گزارش، مبهم می شود که بی‌دلیل در مخاطب هراس یا احساس خطر ایجاد می­كنيد. باید بتوانید احساسات خود را کنترل کنید؛ گرچه از نظر احساسی درگیر ماجرا شده‌اید، اما نباید وقت نوشتن گزارش، درگیر احساسات خود باشید.

زبان ساده‌ انتخاب کنید: زبان گزارش‌شما باید شفاف و ساده باشد. بهتر است جملات، کوتاه باشد تا به‌ سرعت فهمیده شود و وقت نوشتن گزارش‌های تکمیلی هم به راحتی به کار گرفته شوند. از کلماتی استفاده کنید که به راحتی قابل فهم هستند.

رنگ‌ها را پیدا کنید: مواردی را پیدا کنید که می‌توانند به گزارش شما رنگ بدهد. منظور از رنگ، مواردی است که اطلاعات ضروری برای گزارش شما محسوب نمی‌شوند، اما به خوانندگان یا شنوندگان شما کمک می­کنند که بهتر صحنه رویداد را تصویر کنند.

مراقب نام‌ها باشید: ممکن است اسامی کشته‌شدگان یا کسانی را که به‌شدت آسیب دیده‌اند، بدانید؛ اما به ‌هیچ‌ وجه آنها را منتشر نکنید، مگر آنکه بدانید که نزدیکان آنها قبلا در جریان قرار گرفته‌اند.

تهمت‌ نزنید: به­عنوان یک روزنامه‌نگار باید بسیار مراقب باشید که در یک تصادف یا فاجعه به کسی تهمت نزنید. اگر یک حادثه به‌دلیل عمل اشتباه یا انفعال فرد یا افرادی رخ داده است، این تصمیم را به دادگاه واگذار کنید. وظیفه شما روایت‌کردن ماجراست، نه قضاوت درباره آن.

گزارش‌های تکمیلی را فراموش نکنید: تصادف، فجایع و بلایای طبیعی، به صرف اینکه گزارش‌ شما از آن رویداد به پایان رسیده، تمام نمی‌شوند. تأثیر مصیبت‌های بزرگ تا مدت‌ها باقی می‌ماند. شما وظیفه دارید با گزارش‌های تکمیلی، مردم را نسبت به تاثیر این رویدادها آگاه نگه دارید.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.hamshahritraining.ir/print-3917.aspx

آخرين وضعيت اعتماد به رسانه ها در ايران

.....

پی نوشت:

برای مطالعه متن كامل گزارش نگاه كنيد به:

http://ispa.ir/Default/Details/fa/1644