«ساعت کار معین» در خبرنگاری بحران وجود ندارد

حسن شمشادی، خبرنگار باسابقه صداوسيما:

«بحران­ها به دو نوع طبیعی و غیرطبیعی تقسیم می‌شوند: آتش­سوزی، سیل، زلزله و آتش‌فشان از جمله بحران‌های طبیعی هستند که انسان­ها در ایجاد آن نقش مستقیم ندارند و در مقابل، بحران‌های سیاسی شامل جنگ، اعتصاب و...، بحران­های اقتصادی مانند فیش‌های نجومی، بحران‌های منطقه‌ای و بین­المللی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی هم از جمله بحران‌های غیرطبیعی محسوب می‌شوند.

البته هیچ زلزله‌ای به خودی خود بحران فرهنگی و اجتماعی ایجاد نمی‌کند؛ اما کار نابلدی، حب و بغض‌ها یا نبود شایسته­سالاری باعث ایجاد بحران اجتماعی می‌شود. سخت‌ترین نوع بحران در تمامی سطوح مدیريت بحران، بحران فرهنگی و اجتماعی است.

تمامی بحران‌ها محدود به دوران خاصی هستند و محدود بودن به یک دوره خاص، ناکارآمدی قوانین، افزایش نیاز مردم به دريافت بهنگام اخبار و اطلاعات، لزوم تصمیم‌گیری سریع، کاهش کنترل و محدودیت زمانی برای واکنش به آنها، از ویژگی‌های مشترک بحران‌ها هستند.

تصمیم‌گیری سریع در شرایط بحران از مهم‌ترین ویژگی‌های خبرنگار بحران است؛ چرا كه رسانه ها ابزار مهم در افزایش بحران یا کنترل آن هستند و می‌توانند بحران را مدیریت و اقدام به برجسته کردن یا کوچک جلوه دادن آن کنند. برخی رسانه‌ها ابزار ایجاد بحران و بالا بردن تنش در جامعه هستند.

وارونه­نمایی و سیاه­نمایی با استفاده از تاکتیک‌های نوین رسانه‌ای، نمونه‌هایی از بحران‌زایی توسط رسانه‌ها هستند.

کارکردهای رسانه­های حرفه‌ای در زمان بحران، تقویت همبستگی و وفاق ملی، جلب کمک‌های مردمی، مشارکت در حل بحران، کارکرد پیشگیرانه و آموزشی، توجیه و پذیرش بحران و شفاف سازی از وضعیت موجود برای آرامش جامعه است.

بايد بدانيم در نبرد رسانه‌ای، هرکس در میدان مبارزه خود يك فرمانده است و درلحظه باید تصمیم­گیری کند. در مواقع خاص و بحرانی، گاهی فرصت برای برگزاری جلسه و شورای سیاستگذاری برای تصمیم‌گیری نیست. اگر اتفاق مهم در میدان جنگ را ما نگوییم، یک ساعت بعد ديگر رسانه‌ها_ آنچنان که دوست داشته‌اند_ داستان را روایت می­کنند و به­طور حتم شما در این نبرد بازی را باخته‌اید.

«اداری­کاری» و «ساعت کار معین» در خبرنگاری بحران وجود ندارد و خبرنگار بحران برای مقابله با ایجاد شایعه باید منابع خبری را از وضعیت موجود مطلع کند.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/Print/?Id=7353

ژورناليست ها چگونه می نويسند؟

پیتر کول، ترجمه مسعود خرسند:

«اساس ژورناليسم و در مطبوعات و روزنامه­ها، روزنامه­نگاری یک بازی ساده است؛ اینکه یک چیزهایی پیدا کنی و درباره آنها برای دیگران حرف بزنی. اما پیدا کردن، خودش مستلزم انواع مهارت‌هاست؛ زیرا كسانی که در قدرت هستند، اغلب ترجیح می‌دهند که ما خیلی ندانیم. روزنامه‌نگاری عبارت است از جوابگو نگه داشتن این‌ نوع آدم­ها، برملا کردن حقه‌بازی‌ها و ریاکاری‌ها و سوء استفاده‌های آنها از قدرت. اين شامل کنترل آنها بر جریان اطلاعات، توانایی آنها در دفن خبرهای بد، منحرف کردن اذهان و آب را گل‌آلود کردن هم می‌شود.

ژورناليست و روزنامه‌نگار درست و حسابی باید سؤالات سخت بپرسد و جواب‌ها را زیر سئوال ببرد؛ باید به عمق برود و سپس توضیح دهد و روشن سازد که کدام مقام، به عمد یا به علت نارسایی در کلام، معلوم شده که گیج، ‌ناقص یا اصلا دروغگوست. ژورناليسم و روزنامه‌نگاری نامفهوم، چیزی جز ژورناليسم و روزنامه‌نگاری بد نیست و از همین ‌رو هیچ محلی از اعراب ندارد.

ژورناليست و روزنامه‌نگار بايد بداند در نهایت فقط یک هدف وجود دارد: وادار کردن مخاطب به شنيدن، ديدن وخواندن داستان. اگر آنها چنین نکنند، پیدا کردن موضوع و تعریف کردن آن چه فایده‌ دارد؟ سخن من برای نمونه، مربوط به آن مرحله‌ است که مخاطب در مورد خواندن يك داستان دارد تصمیم می‌گیرد. مقصودم مرحله‌ خواندن یا حتی خواندن مقداری از نوشته نیست؛ بلکه مقصودم وقتی است که خواننده تازه با اولین کلمه برخورد کرده، یا شاید یک تصویر، یک نقل قول یا هر وسیله‌ جلب‌ توجه کننده‌ دیگر که برای جلب خواننده به داستان به‌ کار گرفته شده، نظر وی را جلب کرده است. در اینجا ما به آن مرحله‌ رسیده‌ایم که مخاطب قصد دارد آخرین آزمون را هم انجام دهد و تصمیم بگیرد که همه یا بخشی از داستان را بخواند. در اینجا بحث بر سر نگارش است.

خواندن مطبوعات و روزنامه­ها با خواندن کتاب فرق دارد. خواندن در مطبوعات، گزینشی است و لزومی به خواندن کل نشریه نیست. برای خواندن یک روزنامه به­طور معمول وقت به نسبت کم گذاشته می‌شود. از خواننده‌ مطبوعات مانند خواننده‌ یک رمان ادبی انتظار نمی‌رود که برای این کار تلاشی انجام دهد. وی یک جمله یا یک پاراگراف را دو بار نمی‌خواند تا آنچه گفته شده را روشن‌تر درك كند. درهم ‌و برهم بودن مطلب تقریبا همیشه معادل کنار گذاشتن کل داستان و رفتن به سراغ مطلب دیگر است. بسیاری از خوانندگان مطبوعات به جای خواندن مطالب، یک تکه از آن را می‌خوانند یا یک تورق می‌کنند تا حال و هوای ماجرا دست‌ آنها بیاید.

بنابراین، نگارش ژورناليستی و روزنامه‌نگارانه با نگارش خلاقانه و ادیبانه تفاوت دارد. بسیاری از جوانان خیال می‌کنند چون همیشه عاشق نوشتن بوده یا از هشت‌ سالگی شروع کرده‌اند به شعر سرودن، پس می توانند ژورناليست و روزنامه‌نگار شوند. بی‌تردید این کافی نیست و چه بسا اصلا سدی در برابر موفقیت در روزنامه‌نگاری باشد. این گفته‌ مشهور از نیکولاس تاملین فقید است كه تنها ویژگی‌های اساسی برای توفیق واقعی در ژورناليسم و روزنامه‌نگاری عبارت است از: مثل موش مکار بودن، رفتار ظاهرالصلاح داشتن و یک‌ خرده هم توانایی ادبی. او توانایی نگارش را هم جزء ویژگی‌ها آورده است؛ اما در رده‌ سوم و آن هم با صفت حقیر. نگارش اهمیت دارد، اما آن را هنر به حساب نیاورید و یک کار حساب کنید. نوشتن به­عنوان انجام یک شغل، یعنی کنار هم گذاشتن اطلاعات، به نحوی که خواننده را به جذب آن اطلاعات مایل کند.»

......

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.hamshahritraining.ir/print-3854.aspx

عصر عاشورا

قابليت ها و مهارت های سواد رسانه ای و اطلاعاتی

دکتر عباس اسدی، استاديار گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايی:

«مبنای اولیه برای تشخيص سواد دار بودن هر فرد، توانايی خواندن و نوشتن است. از اين رو، سواد رسانه‌ای (Media Literacy) در نگاه اول بر توانايی فرد در خواندن و شناخت رمزها استوار است.

سواد رسانه‌ای، توانایی دسترس، ارزیابی، ارزشیابی و استفاده انتقادی و مناسب از محتوای رسانه‌های گوناگون است. البته مفهوم «گزینشگری» در سواد رسانه‌ای زمانی مصداق پیدا می‌کند که مخاطب قدرت انتخاب داشته باشد که البته قدرت انتخاب هم ناشی از دسترسی به اطلاعات مناسب است.

قابلیت­ها و مهارت‌های سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی از دیدگاه یونسکو (UNESCO) شامل دسترسی، ارزشیابی، و تولید و خلق اطلاعات است. سواد رسانه‌ای بر اين مبنا عبارت است از:

نیاز به درک رسانه‌ها و ارايه‌دهندگان اطلاعات در جامعه، داشتن معیارهای لازم برای ارزیابی اطلاعات بازیابی­شده، تعیین صحت و سقم و ارزشیابی اطلاعات ارايه­شده رسانه‌ها، توان جست و­جوی اطلاعات و محتوای رسانه‌ها، بازیابی اطلاعات و محتوای رسانه‌ها، خلق و تولید اطلاعات جدیدو محتوای رسانه‌ها به شیوه اخلاقی و خلاقانه، انتقال اطلاعات و دانش به شیوه‌ هنجارمند، قانونی و مؤثر با استفاده از مجاری و ابزارهای مناسب و در نهایت، نظارت بر نتايج و پيامدهای استفاده از رسانه‌ها، اطلاعات و محتوای آنها.

همچنین سواد خبری، توصیف، تحلیل، تفسیر و ارزیابی اخبار است که در این راستا، توجه به ارزش‌ها و ارکان خبری، و ظاهر و محتوای پیام خبر ضروری است. سواد خبری می‌تواند تأثیر نظام‌های رسانه‌ای و رفتار آنها را بر افراد و جامعه توصیف و تبیین کند. این نوع سواد می‌تواند واکنش افراد به تجربه‌های رسانه­ای را برانگیزد و به عبارت دیگر، می‌تواند به ارتقای اطلاعات شهروندان کمک کند.

خبرنگاران نيز در اين فضا بايد به الزامات زير به­عنوان استاندارهای حرفه­ای توجه كنند:

مطالعه دقیق و درک نوشته‌های پیچیده، مطالعه انتقادی برای گزینش از میان اطلاعات مندرج در رسانه‌های چاپی و دیجیتال، جست­وجوی گسترده، عمیق و با بینش از میان متون اطلاعاتی غنی که مبنای دانش و تجربیات است، و تقویت مهارت‌های خواندن، نوشتن، صحبت کردن و گوش دادن که اساس هر بیان هدفمند و خلاقانه است.

بايد بدانيم وقتی تولید محتوا به نحو متکثر در جامعه ایجاد می‌شود، باعث رشد همزمان مخاطب و رسانه ها_ باهم _ می‌شود.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/Print/?Id=7348

پيامدهای منفی رسانه ای شدن

دکتر نعمت‌الله فاضلی، استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی:

«رسانه‌ای شدن پیامدهای منفی هم دارد. من به بعضی از آنها خیلی کوتاه اشاره می‌کنم:

نخست این است که مقدار زیاد از رسالت علم برای اینکه بتواند مرزهای دانش را به سوی یک دانش به نسبت معتبر پیش ببرد در توجه و تأمل در موضوع­هايی است که ممکن است الان مفید نباشند، اما 50 یا 100 سال یا 500 سال بعد به درد بخورند؛ چرا كه خیلی از بحث­هایی که در زمینه علمی امروز در دنیا مطرح می‌شود، لزوما مربوط به همین امروز نيست.

اینطور نیست که هر چیز که به درد روزنامه خورد، مفید است و هرچه به درد روزنامه نخورد، مفید نیست و هر چه که تلویزیون توانست نشان دهد، خوب است و هر چه كه نتوانست نشان دهد، بد است؛ ولی هژمونی رسانه می‌تواند این آسیب را ایجاد کند که مباحثی را که در یک چارچوب زمانی بلندمدت صدساله یا پانصدساله باید اثربخشی خود را نشان بدهند، کم­کم به حاشیه ببرد.

رسانه­ها به شکلی ما را درگیر عملیات اورژانسی می‌کنند؛ مانند آتش­نشانان كه هر جا که آتش گرفته را ببینیم و خاموش کنیم و در واقع مانع از این می‌شوند که ما یک دانش پیشگیری­کننده را که بتواند احتمالا صد سال بعد به کار آید، ببینیم.

خیلی از حرف­هایی که ما امروز داریم از زحمات پژوهشگرانی بزرگ بهره­برداری می‌کنیم که 100 یا 200 سال پیش، سختی و ریاضت کشیده­ و در خلوت خود بدون سر و صدا و پاداش و شناخته شدن کار کرده اند.

یک مشکل رسانه­ای شدن این است که به علوم انسانی و اجتماعی فشار می‌آورد و عده­ای را که باید در خلوت باشند، کم­کم بی­اهمیت و حذف می‌کند­؛ به خصوص در کشورهایی مثل ما که ساختارهای آکادمیک آن­قدر تثبیت نشده است که بتواند خود این فرصت­ها را به­طور نهادی تعریف کند.

نکته دوم، مسأله سیاسی­شدن است. رسانه­ها در عین حال که  قدرت اجتماعی علوم انسانی و اجتماعی را ارتقا می‌دهند، می‌توانند محدودیت­های وسیع هم برای این علوم ایجاد کنند؛ از جمله اینکه به هر حال می‌دانیم تمامی سیاستمداران در همه جای دنیا عادت دارنددصبح که از خواب بیدار می‌شوند، اول روزنامه را نگاه کنند و از آنجاست که با علم اقتصاد یا جامعه­شناسی و تاریخ و نيز با آدم­های این عرصه آشنا می‌شوند.

معنای دیگر این سخن آن است که همین سیاستمداران خیلی­ها را هم به این علوم حساس می‌کنند؛ یعنی اگر رسانه­ای شدن نبود، شاید در ساختارهای کمتر دموکراتیک، فشار کمتر هم روی این علوم می‌آمد و اینها اگر در یک فضاهای محدودتر عمل می‌کردند، سیاستمداران هم کاری به کار آنها نداشتند. در همه جای دنیا_ به­ویژه در ساختارهای کمتر دموکراتیک_ رسانه­ها می‌توانند یک تهدید یا یک محدودیت­ هم برای آکادمی­ها ایجاد کنند؛ تا آنجایی که من می‌دانم هر یک از این مورخان، جامعه­شناسان و انسان­شناسان که کارشان به مشکل برخورد کرده، حتما يا پای یک رسانه در میان بوده يا با یک رسانه درگیر شده است.»

......

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.hamshahritraining.ir/print-3779.aspx

نبايد رسانه هراسی را تقويت كنيم

سجاد خسروانیان، کارشناس ارشد حوزه فرهنگ و رسانه:

«همه افراد در زندگی روزمره و در تعامل­ها و رفت و آمدهایی که دارند و حریم خصوصی که برای خود قائل هستند، خودبه­خود یکسری موارد و قوانین را رعایت می‌کنند؛ اما در فضای مجازی تمامی این قوانین و شرایط را نادیده می‌گیریم و نسبت به آن بی­توجه هستیم و می‌خواهیم متناسب با آن، کارها را پیش ببریم و همین امر باعث شکل­گیری آسیب می‌شود.

البته ما نباید رسانه­هراسی را تقویت کنیم. تمامی رسانه‌ها ظرفیت‌هایی دارند که باید از این ظرفیت‌ها استفاده کنیم و ویژگی مثبت رسانه‌ها را خوب بشناسیم و سواد رسانه‌ای را افزایش دهیم.

سواد رسانه‌ای یک نوع درک مبتنی بر مهارت است که ما باید براساس آن، میزان و نوع استفاده درست يا نادرست از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی را تشخیص دهیم. از سوی دیگر، وقتی سواد رسانه‌ای مردم ما پایین باشد، به­طور طبیعی به سمت یکسری هنجارها و بسترهای نادرست می‌رویم که جرايمی مانند: خودکشی، قتل، طلاق، خیانت و معضلات اخلاقی را شکل می‌دهند.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/Print/?Id=7352

خودمان قطب اطلاعات باشيم

«اطلاعات و آمار همیشه جزء بخش‌های سخت‌فهم مطالب روزنامه‌نگاران هستند. سوال اینجاست که بعد از دریافت اطلاعات تخصصی باید چگونه آن را انعکاس دهیم؛ جوری که هم مخاطب متوجه آن بشود و هم به اصل اطلاعات خدشه‌ وارد نشود؟

این درست است که داده‌ها و اطلاعات جزء جدا ناشدنی روزنامه‌نگاری‌ هستند؛ ولی یادمان باشد که فرق روزنامه‌نگاری داده‌محور با روزنامه‌نگاری سنتی این است که اکنون روزنامه‌نگارن در حال به‌ وجود آوردن امکان‌های تعاملی هستند تا مردم به این واسطه بتوانند اطلاعات را راحت‌تر بفهمند؛ در آن بیشتر عمیق شوند؛ و نکات دیگر از آن استخراج کنند. در تمام دنیا، روزنامه‌نگاران با اطلاعات و حجم زیاد داده‌هایی که از دولت، شبکه‌های اجتماعی، ابزارهای ارتباطی و... دريافت می­كنند، دست و پنجه نرم می‌کنند و از آن جالب‌تر اینکه با این اطلاعات باید گزارش‌های فوری و فوتی تهیه کنند. با این همه روزنامه‌نگاری داده‌محور با چالش‌های بسيار مواجه است؛ از جمله سواد پایین دیجیتال و دسترسی‌های محدود به اطلاعات و آمار.

 یکی از مهم­ترین درس‌های ماجراهای ویکی‌لیکس و اسناد پاناما برای روزنامه‌نگاران این است که نباید صبر کنند تا اطلاعات و آمار به سمت‌ آنها بیاید؛ بلكه در عوض باید امکان‌هایی را که روزنامه‌نگاری داده‌محور در اختیار آنها می‌گذارد، مغتنم بشمارند و سراغ کانون‌هایی بروند که می‌توان از آنجا اطلاعات درست و قابل اطمینان کسب کرد. ما همیشه نباید سر و شکل­دهنده به اطلاعات باشیم؛ بلکه بهتر است یابنده و ارايه دهنده آن نیز خودمان باشیم. هنوز مهم­ترین ابزار کار روزنامه‌نگاری، داده‌های اطلاعاتی است و فقط شیوه جمع‌آوری و ارايه سهل و قابل فهم آن اندکی با قدیم متفاوت شده است.

اگر این اتفاق بیفتد، این رسانه‌ها هستند که شیوه روزنامه‌نگاری داده‌محور را متداول‌تر می‌کنند و ديگر برای انعکاس اخبار نیاز نیست منتظر نشت اطلاعات از ویکی‌لیکس باشیم.

البته در این میان برای روزنامه‌نگاری داده‌محور مهم­تر از ظرفیت‌های تکنولوژیک، طریقه استفاده از این شیوه روزنامه‌نگاری است. اگر رسانه‌ها تبدیل به قطب داده‌ها و اطلاعات شوند، خود آنها حتما به این نتیجه می‌رسند که باید از امکان‌های جدید برای ارتقای کیفیت گزارش‌های خبری استفاده کنند و در این میان فقط و فقط سرعت نباید مهم باشد.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.hamshahritraining.ir/print-3873.aspx

معرفی يك كتاب

«چگونه روزنامه‌نگار شویم؟» نوشته دکتر احمد توکلی، روزنامه‌نگار و مدرس روزنامه‌نگاری که برای علاقه‌مندان و دانشجویان رشته روزنامه‌نگاری به رشته تحریر درآمده، منتشر شد.

نویسنده در این کتاب، این موضوع را با اتکا به نگاه حرفه‌ای و دانش آکادمیک خود در رشته روزنامه‌نگاری، با افزودن بخشی با عنوان «از استاد بپرس»_ در پایان هر فصل _ این پرسش را که «چگونه روزنامه­نگار شویم؟» در پاسخ‌ استادانی چون علی اکبر قاضی‌زاده، مهدی فرقانی، مجید رضائیان، یونس شکرخواه، فریدون صدیقی و حسن نمکدوست جست‌وجو کرده و به بحث گذاشته است. 

احمد توکلی کتاب «چگونه روزنامه‌نگار شویم؟» را در چهار فصل به رشته تحریر در آورده است:

  • به دنیای روزنامه‌نگاری خوش آمدید!
  • پايبندی به اصول حرفه‌ای
  • محیط دانشگاه
  • در آغاز راه

نویسنده در مقدمه کتاب می‌نویسد: «به کسی که سبک و سنگین می‌کند، رفتن به رسانه یا نرفتن را، ماندن یا نماندن را، می‌خواهم بگویم اگر چیزی غیر از این در سر دارید، شغل‌تان را اشتباهی انتخاب کرده‌اید. باید برای روزنامه‌نگار شدن، هدفی والاتر از کار کردن برای کار یا برای کسب معاش داشته باشید.»

احمد توکلی در ادامه این پرسش را که چگونه می‌توان روزنامه‌نگار بود با نگاهی آرمان‌گرایانه و البته اجتماعی تبیین می­كند و ادامه می‌دهد: «روزنامه‌نگاران با رویکرد مسئولانه خود و بازنمایی آرمان‌ها و با آگاهی‌بخشی به شهروندان، این حرفه را به یک حرفه فاخر مبدل کرده‌اند.» 

«روزنامه‌نگاری قبل از آنکه یک شغل باشد، یک تعهد است؛ تعهد یک انسان مسئول که می‌خواهد خود و جامعه را رو به جلو هدایت کند؛ به دنبال آن است که شرایط زندگی مردم را بهبود بخشد؛ به پیشرفت‌ها توجه دارد؛ ناعدالتی‌ و ظلم را برنمی‌تابد؛ و ناامنی، فقر و بی‌سوادی جامعه او را آزار می‌دهد؛ مقاوم و تلاشگر است و خودش را وکیل مردم می‌داند.»

......

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/Print/?Id=7310