در كجا هستيم؟

دكتر مهدی محسنیان­راد، استاد و پژوهشگر ارشد ارتباطات:

«باید اقرار کرد جامعه ایرانی در دهکد جهانی ساکن نیست! سرگردان هم نیست! گاهی در برخی فضاها مانند حادثه پلاسکو هست؛ گاهی هم اصلا نیست! بنابراین گاهی علافیم! علاف با سرگردان فرق دارد! سرگردان به فکر مقصد است، اما علاف هدفی ندارد! می‌رود اینترنت یک صفحه‌ را Search و باز می‌کند، می‌بیند ممنوع است به سایت دیگر سر می‌زند! این علافی که به آن وب‌گردی هم می­گویند؛ این بی‌هدفی و این وضعیتی که من وقتی می‌خواهم مقاله Search کنم با آن مواجهم، واقعا خطرناک است!

مردم در همه جای دنیا رسانه‌های معتبر را می‌شناسند؛ مانند: TIME، Guardian و... اما در ایران که رسانه‌ها خود را آخر اعتبار در جهان می‌دانند؛ چنین چیزی نیست! یعنی یک مرجع معتبر وجود ندارد! مردم یاد نگرفته‌اند مرجع معتبر کجاست؟  اکنون هم ما به نوعی علاف در Telegram هستیم و عامل اصلی همه اینها چیست؟ سوء مدیریت و ندانستن و اشتباه در برنامه‌ریزی!... مدام در مورد ارتباطات صحبت می‌کنند و فتوا می‌دهند و فحش و تعطیل و وقتی از آنها می‌خواهی به جای فحش راه حل بدهند، جواب‌هایی می‌دهند که آدم می‌ماند!»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.mehrnews.com/news/3895637

شش نكته طلايی برای نوشتن

«کم نیستند افرادی که دوست دارند بنویسند، اما نمی‌دانند از کجا شروع کنند و از که راهنمایی بگیرند. چه کسی بهتر از نویسندگان مشهور می‌تواند راه‌ پیش پای نوقلم‌ها بگذارد؟

هریک از نویسندگان راه و روش مختص خود برای نوشتن دارند، اما در همین وادی هم یک‌سری اصول ثابت وجود دارد که می‌تواند به پیشروی بهتر تازه‌کارها کمک کند.

شش نكته طلايی زير برای علاقه‌مندان به نویسندگی راهگشاست:

  • رد شدن از سد صفحه خالی: اصلا نترسید که چرک‌نویس‌ شما ممکن است بد از کار دربیاید. ممکن است این اتفاق بیفتد، اما اشکالی ندارد. تقریبا تمامی نوشته‌های خوب با نسخه‌های اولیه بد شروع می‌شوند. شما باید از جایی شروع کنید.
  • کلیشه‌ها را به باد بسپارید: بهترین راه برای جلوگیری از این مشکل، استفاده از زبان دیگر برای توضیح مفاهیم آشناست. این، نوعی تعادل برقرار کردن دقیق است که نه متن آن‌قدر متفاوت باشد که خواننده مفهوم شما را درک نکند و نه اینکه آنچنان آشنا باشد که کارتان خسته‌کننده شود؛ به بیان دیگر، خواننده باید احساس کند مفهوم شما جدید، اما معتبر است.
  • شبیه حرف زدن بنویسید: تنها از طریق نوشتن و نه رؤیاپردازی است که می‌توانید سبک نوشتاری خود را ارتقا دهید. اگر متن شبیه نوشته‌ها باشد، دوباره بنویسيد. تصور کنید همان‌طور که دارید تایپ می‌کنید، فردی روبه‌روی شما نشسته و در حالی که شما دارید با وی حرف می‌زنید، در حال نوشتن است.
  • از کلمات کوتاه، جملات کوتاه و پاراگراف‌های کوتاه استفاده کنید: هرگز درباره یک موضوع بیش از دو صفحه ننویسید. این نکته کمتر به ویراستاری و بیشتر به ساده‌نگاری مربوط است. تا آنجا که می‌توانید، سریع سر موضوع اصلی بروید و هرچه ساده‌تر بنویسید. طولانی‌ترین کلمه، سه حرف دارد.
  • با گذر زمان كمتر بنويسيد، نه بيشتر: از فرآیند نوشتار کمی فاصله بگیرید و کلاه ویراستاری سر خود بگذارید. چرک‌نویس‌تان را تا حد ممکن از بیرون نگاه کنید و از خود بپرسید: پیام را واضح رسانده‌اید؟ کوتاه‌ترین واژه‌ها را به کار گرفته‌اید؟ و از ساده‌ترین کلمات و جملات استفاده کرده‌اید؟
  • به نوشتن ادامه دهید، حتی وقتی درد دارد: حتی در مواقعی که گیر کرده‌اید و هیچ ایده‌ای به ذهن‌تان نمی‌رسد، به نوشتن ادامه دهید. راز خوب نوشتن، تمرین است. اگر بخواهید در هر کاری موفق باشید، باید تمرین کنید. باید کارتان را جوری قاعده‌مند کنید که وقتی دوست هم ندارید، بنویسید و زمانی که کافی است، دست از کار بکشید.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://saniehpress.ir/2016/09/12

باورهای غلط که فیلم‌ها به وجود آورده‌اند

من نگرانم...

دكتر مهدی محسنیان­راد، استاد و پژوهشگر ارشد ارتباطات:

«من نگران جامعه هستم؛ چون جامعه ما با Telegram، دانش­افزایی را انجام می‌دهد و اطلاعات خود را به جای اینكه از یك روزنامه معتبر دریافت و از طریق آن تصمیم­گیری ‌كند، از Telegram دریافت می­كند. مردم ما مانند مردم فرانسه هیچ گاه احساس نكرده‌اند كه روزنامه­ای مثل Le Monde قطعا درست می‌گوید یا مثل مصری‌ها فكر نكرده‌ایم كه اگر الاهرام چیزی را می‌گوید قطعا درست می‌گوید.

مردم ما باید بدانند این شبكه‌های اجتماعی كه همه چیز در آنها منتشر می‌شود، پر از اطلاعات نامعتبر است؛ باید بدانند ما با فاصله 232 ساله از غرب صاحب روزنامه شدیم و هدف روزنامه هم تربیت مردم بود؛ یعنی ما 232 سال را طی نكرده­ و با هفتاد سال مطبوعات دولتی نیز مواجه بوده ایم كه به نوعی پروپاگاندای قاجاریه بوده است. جامعه ما به مدت 300 سال عادت نكرد كه تفاوت راديو و تلویزیون دولتی و خصوصی را بداند یا تفاوت یك روزنامه دولتی و روزنامه حزبی را متوجه شود یا بداند روزنامه همشهری برای شهرداری تهران است و جام جم برای صداوسیما و هیچ گاه این را نتوانست تشخیص دهد؛ چرا كه تشخیص دادن این مسايل باعث می­شد ما با مصرف بالای شبكه­های اجتماعی در ایران مواجه نشویم یا باعث می‌شد بسیاری به جای صداوسیما، ماهواره نگاه نكنند یا بحران شدید كنونی در ارتباطات اتفاق نیفتد.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://media.shafaqna.com/top-news/item/29598

روز خبرنگار گرامی باد...

ديپلماسی رسانه ای و سياست خارجی

«رابطه رسانه‌ها و سیاست، رابطه ساده و یکسویه نیست؛ بلکه تعاملی است و در این میان، دیپلماسی رسانه‌ای به معنای به کارگیری رسانه‌ها برای تکمیل و ارتقای سیاست خارجی امری مهم به نظر می‌رسد.

دیپلماسی رسانه‌ای به علت انقلاب اطلاعاتی، بخش مهم حوزه سیاست خارجی معاصر شده است. رسانه‌ها منبع اصلی اخبار و اطلاعات و بازیگر قدرتمند حوزه ارتباطات بین­الملل هستند و نقش بسزای آنها در تحولات سال­های اخیر اين حوزه، در پروسه تاریخی خود کم­نظیر است.

رسانه­های جمعی و اجتماعی به­عنوان بازیگر غیررسمی و فعال، دوشادوش حکومت­ها نقش حیاتی و مؤثر در زمینه­های ارتباطی، اطلاع­رسانی، تبادل افکار، تصاویر و اطلاعات، هنجارسازی، تبلیغات، بسترسازی، آموزش­دهی، هدایت الگوهای رفتاری و جهت­دهی به افکار عمومی داخلی و بین­المللی ایفا می­کنند و از این رهگذر بر سیاست­ها و روابط کشورها تأثیر شگرف می­گذارند.

اکنون، کار ویژه سیاست خارجی، استفاده از رسانه‌ها برای ایجاد تصویر بین‌المللی مناسب از یک ملت است تا هویت ملی را تکمیل کند و از اين طریق، دیپلماسی رسانه‌ای عامل مسلط است که احساس یک ملت را از خود و تصویری که بقیه جهان از او دارند، هم‌تراز می‌کند. هر ملت این توانایی را دارد که با کنترل رسانه‌های داخلی، هویت ملی خود را بسازد؛ همچنین می‌تواند با تسلط بر رسانه­های جهانی، تصویر بین‌المللی و جایگاه خود را در سلسله مراتب سیاسی جهان شکل دهد.

دیپلماسی رسانه­ای یکی از کم­خطرترین راه­ها برای متعهد کردن مخاطب خارجی است. ساخت روابط قوی و پیمان­های طولانی­مدت و پایدار با بهره­برداری از شيوه­های خبری و رسانه­ای، از ویژگی­های دیپلماسی رسانه­ای است. مطبوعات، خبرگزاری­ها، سایت­های خبری و تحليلی، رادیو و تلویزیون از مهم­ترین ابزارهای دیپلماسی رسانه­ای هستند.

برخی کشورها در حوزه دیپلماسی رسانه­ای به شکل قوی­تر عمل می­كنند و صاحب تجربه بیشتر هستند و اغلب، اقدام به تأسیس رسانه­های ویژه دیپلماسی می­كنند یا اینکه رسانه های موجود را به اقدام­هايی بر اساس سیاست خارجی خود مؤظف می­کنند؛ مانند: بنگاه سخن پراكنی بريتانيا (BBC) و صدای آمريكا (VOA)  که  در سطح گسترده به زبان­های مختلف، منعکس کننده اهداف سیاست خارجی دولت­های متبوع خود هستند. این هدف در ایران نیز با راه­اندازی رادیو _ تلویزیون­های برون­مرزی تا حدودی پیگیری می­شود؛ اما با توجه به وضعیت موجود و نبود ارتباط مناسب آنها با دستگاه دیپلماسی کشور، به نظر می­رسد نیاز به طراحی دقیق‌تر در تدوين استراتژی­ها و سياست­ها دارند.

پویایی بين دیپلماسی رسانه‌ای و سیاست خارجی باید بخش مهم از تجزیه و تحلیل ارتباطات بین­الملل معاصر باشد. شایستگی ملی و جایگاه هر ملت در سلسله مراتب سیاسی جهان بیش از هر چیز از تصویر بین‌المللی آن ملت تأثير می­پذيرد؛ در واقع، در عصر اطلاعات، قدرت سیاسی جهانی هر ملت از تعامل میان هویت ملی و تصویر بین‌المللی آن ملت به وجود می‌آید و در این چارچوب، دیپلماسی رسانه‌ای به علت قدرت رسانه‌ها در شکل­دهی به تصویر بین‌الملی یک ملت، از سیاست خارجی جدايی­ناپذیر است.»

سرور قاضی­زاده هاشمی

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.hamshahritraining.ir/print-3948.aspx

حرفی برای هميشه

آن كس كه بداند و بداند كه بداند

اسب طرب از گنبد گردون بجهاند

آن كس كه بداند و نداند كه بداند

خود را به سر مسند افراز نشاند

وانكس كه نداند و بداند كه نداند

لنگان خرك خويش به منزل برساند

وانكس كه نداند و نداند كه نداند

در جهل مركب ابدالدهر بماند

ابن­ يمين فريومدی

ترويج سبك زندگی غربی در فضای مجازی

مخاطب كيست؟

فیلیپ رینر و پیتر وال، ترجمه امین خرمی:

«بسیاری از کارشناسان معتقدند در هر متن رسانه­ای یک مخاطب نهفته وجود دارد و تولیدکنندگان متون رسانه­ای همیشه  یک مخاطب به­عنوان «نمونه» در ذهن خود دارند. ایین آنگ (Ien Ang) در کتاب ناامیدانه به دنبال مخاطب (1991) در مورد نحوه پروراندن تصویر ذهنی از مخاطب توسط تولیدکنندگان و مؤسسات رسانه­ای توضیح می­دهد.

جالب اينكه در دهه 1980­، مجریان کارآموز رادیو محلی ایندیپندنت، یک شنونده فرضی به نام دورین (Doreen) داشتند و به آنها گفته می­شد او را به­عنوان شنونده نمونه در نظر بگیرند؛ به آنها همچنین در مورد سن، علایق، عادت­ها، خانه و همسر دورین توضیح داده می­شد. اين شنونده فرضی، يك فرد تحصیلکرده و باهوش بود که تمامی حواس او به هنگام گوش دادن به رادیو به برنامه نبود. دورین لزوما اصطلاحات طولانی و پیچیده را نیز متوجه نمی­شد. البته این بدین معنا نبود که دورین، کودن بود یا باید با وی در سطح پایین صحبت می­کردند، اما مجريان باید مطمئن می­شدند او آنچه را كه در رادیو گفته می­شود، می فهمد و می تواند با آن ارتباط برقرار کند. از مجریان خواسته می­شد به گونه­ای در مورد دوریین و همسر او صحبت کنند كه گویی آن دو را می­شناسند.

مطالعات دانشگاهی این مخاطب ذهنی را به گونه دیگر توصیف کرده است. هارتلی (Hartley) در کتاب شناخت خبر (1982) هفت ويژگی این مخاطب ذهنی را برمی­شمرد که به تولیدکنندگان رسانه­ای کمک می کند تا موقعیت اجتماعی مخاطب خود را تعریف کنند و با او همراه شوند:

  • تصویر از خود،
  • جنسیت،
  • گروه سنی،
  • خانواده،
  • طبقه،
  • ملیت،
  • قومیت.

فیسک (Fiske) در کتاب فرهنگ تلویزیون (1987) چهار ويژگی دیگر را نيز به این هفت ويژگی اضافه می كند:

  • تحصیلات،
  • دین،
  • عقاید سیاسی،
  • موقعیت (جغرافیایی).

هارتلی تأکید می­کند گاهی ممکن است برخی ويژگی­ها با یکدیگر ترکیب شوند یا باهم در تعارض باشند؛ به­طور مثال، برخی مفاهیم مربوط به ملیت و برخی انواع قومیت­ها. همچنین مشخص نیست این ويژگی­ها تا چه حد باهم برابر هستند و در موقعیت­های خاص کدام یک بر دیگری برتری دارد.»

......

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.hamshahritraining.ir/print-3816.aspx