مخاطب پنداری

دکتر امیر عبدالرضا سپنجی، مدرس و پژوهشگر ارتباطات و رسانه:

«عنوان و ایده بحث مخاطب­پنداری ­(Audience Phantasm)، به مثابه یک ناهشیاری جمعی در حوزه نگاه به رسانه­ها و مخاطب را اولین بار دکتر مهدی محسنیان­راد مطرح کرده­اند. اما در این کتاب که مستندات آن از رساله دکتری من استخراج شده است؛ دیدگاه­ها و سخنان سرآمدان جمهوری اسلامی در دهه هشتاد شمسی درباره مخاطب و رسانه­ها، مطالعه و تحلیل عمیق شده است؛ اینکه چه نگاهی به مخاطب دارند؛ چه ویژگی­هایی برای رسانه­ها متصور هستند؛ و... 

حدود 10 هزار سند و خبر موجود در اینترنت، اعم از سخنرانی­ها، اخبار، مصاحبه­ها و...، از سطح اول سران نظام تا مدیران رسانه­ها و روحانیان خارج از حکومت، در دوره مذکور، مطالعه شد و از مجموع این موارد، 371 گزاره، استخراج و به روش­های کمی و کیفی، ارزیابی و تحلیل شدند.

نتایج به دست آمده نشانگر آن بود که سرآمدان از رسانه­ها توقعاتی دارند و وظایفی برای آن متصورند که اصولا در حوزه کاری رسانه­ها نیست و امکان انجام دادن آن برای یک رسانه وجود ندارد؛ مواردی نظیر: تربیت یا دیندار کردن انسان­ها،اخلاقی کردن جامعه، مقابله با دشمنان، اصلاح فرهنگ و اعتقادات جامعه و... که این کارویژه­ها در حوزه کار رسانه نمی­گنجد و هر کدام، شأن وظیفه نهادهای دیگر در جامعه است.

مخاطب­پنداری با تغییر شرایط مخاطب و حرکت از ماهیت مخاطب منفعل به کاربر هوشمند فضای سایبری و شبکه­های اجتماعی و همچنین، تغییر ماهیت رسانه­ها و اشباع رسانه­ای رخ داده در سطح جهان، مقوله مثبت ارزیابی نمی­شود و باید این نوع نگاه، اصلاح و درمان شود؛ زیرا در مخاطب­پنداری، نگاه تحکم­آمیز از بالا به پایین حاكم است؛ در حالی که نگاه سیاستگذاران و مدیران رسانه­ها به مخاطب باید افقی و همدلانه باشد.

نمودهای دیگر پدیده مخاطب­پنداری در نیمه­ قرن بیستم وجود داشته و به ابداع نظریه­های تزریقی و گلوله جادویی منجر شده است؛ اما اکنون این نظریه­ها با پذیرش نظریه­پردازان و اندیشمندان ارتباطات و رسانه، مواجه نمی­شوند. این نظریه­ها، مخاطب را منفعل، با چشمان بسته و دهان باز تصور می­کردند؛ اما طبیعت کاربران و مخاطب هوشمند امروز، دیگر چنین نیست.»

......

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.hamshahritraining.ir/print-3955.aspx

صداوسيما و الزامات ايفای يك نقش: موتور محرك و مشوق پيشرفت كشور

صداوسیما می­تواند «موتور محرك و مشوق پیشرفت كشور» باشد؛ اگر مدیران، برنامه­سازان و سایر دست اندركاران مؤثر بر تولید پیام با وفاق نسبی بر ارزش «پیشرفت»، تسلط بر ظرایف كار و پرهیز از واكنش شعاری، نقش سازمان را واقع­بینانه ارزیابی كنند؛ آسیب­های احتمالی را كاهش دهند؛ و موجب حضور حساب شده و با ابتكار عمل سازمان در برابر رسانه­های متعلق به اردوگاه غرب استعمارگر، به­ویژه رادیو _تلویزیون­های فارسی­زبان شوند تا صداوسیما بتواند به درستی به عنوان ابزار عقیده­ساز ایفای نقش كند.

مقابله هوشمندانه با تنش­های­ ساختگی هدایت شده كه حكومت­مردان را در شناخت مسایل اصلی كشور به اشتباه می­اندازند و ناآگاهانه آنها را در تدوین و اجرای برنامه­های توسعه به تسهیل­كننده تغییر ارزش­ها تبدیل می­كنند و موجب نارضایتی مردم از بروز اشرافی­گری در رفتار حكومت­مردان می­شوند، از یك سو و از سوی دیگر، مدیریت تضاد بین مردم و به­ویژه گروه­های متنفذ مانند: نخبگان و جوانان دانشجو با حكومت كه به واسطه تغییر ارزش­ها از احساس تعلق به دین و كشور تهی می­شوند و به سمت فردگرایی، بی­تفاوتی و بی­اعتمادی بیشتر به حكومت و حكومت­مردان حركت می­كنند و گاه با زمینه­سازی رسانه­های استعماری، با ناآرامی و شورش، نارضایتی خود را نشان می­دهند؛ از الزامات ایفای نقش صداوسیماست كه نیاز به تغییر نگرش سازمان به خود، حكومت و مردم دارد: فعالیت در تراز رسالت و مسئولیت اجتماعی سازمان، نقد غیرمخرب اركان حكومت و همدلی و دوستی با مردم، عناصر اصلی حركت در این مسیر هستند.

.....

پی­نوشت:

آنچه خواندید، چكیده مقاله ارسال­شده به یازدهمین کنگره پیشگامان پیشرفت است كه 23 آذرماه 96 در سالن همایش­های بین­المللی دانشگاه شهید بهشتی تهران برگزار می­شود.