خشونت مثبت و خشونت منفی

دکتر گیتا علی‌آبادی، معاون آموزشی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها:

«خشونت به­عنوان يك پدیده اجتماعی از مفهوم عام و کلی برخوردار است و گستره آن می‌تواند از صحبت با تحکم تا دزدی، جنایت، آدم‌ربایی، ترور، بحران‌های اقتصادی و جنگ را شامل شود. درباره ذاتی‌ یا اکتسابی‌ بودن‌ پدیده خشونت تاکنون نظرهای متفاوت‌ از سوی نظریه‌پردازان علوم رفتاری و انديشمندان ارايه‌ شده‌ است‌:

برخی نظریه‌پردازان چون فروید اعتقاد داشتند که خشونت يك امر ذاتی است؛ در حالی که برخی ديگر چون ژاک روسو بر اکتسابی‌ بودن‌ خشونت تأكيد داشتند و معتقد بودند که مقررات وضع شده در جامعه موجب بروز پرخاشگری و خشونت در انسان‌ها می‌شود.

پدیده خشونت از دو جنبه مثبت و منفی قابل مطالعه است؛ به­عنوان نمونه، مبارزاتی که برای آزادیخواهی صورت می‌گیرد یک نوع از خشونت است که می‌تواند جنبه مثبت داشته باشد؛ حتی رقابت برای کسب مقام و رتبه. اما در مقابل، دزدی، جنایت و سرقت از عوامل منفی خشونت به‌شمار می‌روند.

عوامل فردی، محیطی، روانی و اجتماعی چهار عامل اصلی ایجاد خشونت در اجتماع هستند. از بعد فردی، ممکن است خشونت به صورت واکنش نسبت به فردی که نسبت به ما برتری دارد بروز نماید. قدرت‌طلبی، جنون، توهم و افسردگی نیز از عوامل روانی ایجاد خشونت در جامعه هستند. همچنین در حوزه عوامل محیطی نیز می‌توان به انواع محیط‌های  آب و هوایی، مسایل اقتصادی، رادیو و تلویزیون، طلاق و تورم اشاره کرد که هر کدام می‌توانند يك عامل برای تحریک و ایجاد خشونت باشند.

انعکاس مطالب خشونت‌آمیز در رسانه­های جمعی یکی از ارکان فعاليت اين رسانه­هاست. مطالب خشونت‌آمیز می‌تواند به اشکال مختلف در رسانه‌ها منتشر شود؛ مانند تصاویر و فیلم‌های خشونت‌آمیز یا تظاهرات برای حقوق بشر و حفظ محیط زیست.

جنگ جهانی اول یکی از مواردی بود که موجب ورود خشونت به مطبوعات شد و کم­کم به دلیل انتشار پاره‌ای از مطالب، سانسور در مطبوعات شکل گرفت. در این زمان، ارايه اخبار خشونت‌آمیز در مطبوعات به دلیل آگاهی‌ و هشدارهایی که به مردم می‌داد، موجب جذب مخاطب بیشتر و افزایش تیراژ مطبوعات شد و به دنبال آن به‌تدریج مؤسسات مطبوعاتی شکل گرفتند.

ارايه اخبار خشونت‌آمیز در مطبوعات گاهی باعث شکل‌گیری یک سری از وقایع و رویدادها در جامعه می‌شود. رسانه‌ها می‌توانند هم از بـعد مثبت و هم از بـعد منفی به انتشار اخبار خشونت‌آمیز بپردازند و با برچسب زدن و بزرگنمایی و یا استفاده از بار معنایی واژه‌ها شخصی را در جایی به عنوان فردی آزادیخواه و در جای دیگر فردی مخرب یا تروریست نشان دهند. برچسب زدن و پوشش این نوع معایب در حوزه سیاسی بیشتر است و می‌تواند به افکار عمومی جهت دهد.»

......

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/Print/?Id=6364

رسانه يك دانش تخصصی است

دكتر مهدی محسنيان­راد، استاد و پژوهشگر ارشد ارتباطات:

«علم ارتباطات یک دانش مختص به خود است و دانشمندان بزرگ نظیر دنیس مک­کوايل همانند فروید و یونگ همچنان مشغول نظریه­پردازی و ارایه نظریه­ها و مباحث تازه در این دانش هستند. اینچنین است وقتی بپذیریم که ارتباطات یک دانش است، کارکرد رسانه را هم می­پذیریم. وقتی کارکرد رسانه را بپذیریم، دیگر رسانه را برای انتشار خبری که رخ داده، متهم نمی­کنیم. می­دانیم کارکرد رسانه «دیده­بانی» است و این «دیده­بانی» یکی از اهرم­های مهم کمک به مردم جامعه.

هیچ­ کس هیچ وقت نمی­پرسد که چرا در همه بیمارستان­ها سردخانه وجود دارد؟ درباره کار پزشکان هم سؤالات تخصصی هیچ وقت پرسیده نمی­شود. معمولا وقتی بحث حرفه پزشکی می­شود، کسی درباره متن کار پزشکان و تخصص­ها صحبت نمی­کند. همه می­دانند که پزشکی یک دانش است و وقتی کسی دانش پزشکی ندارد، درس نخوانده و مدرک پزشکی نگرفته، نمی­تواند درباره آن اظهار نظر کند و متن کار پزشکان را به حاشیه بکشاند. این همه، هم مردم هستند و هم حکومتداران.

می­گویم حکومتداران، چون مجموعه اداره کشور تنها در دست دولتمردان نیست و شهرداری، قوه قضاییه و... هم در این اداره شریکند و حکومتداران نام می­گیرند. در مجموعه حکومتداران، به جز آنهایی که علم پزشکی را خوانده­اند و می­دانند، کسی اظهار نظر نمی کند و «چرایی» یا «اتهامی» درباره کار آنها وارد نمی­کند. درباره دانش­های دیگر هم همین است. هر جا شغلی و حرفه­ای به­عنوان یک دانش تخصصی پذیرفته شده باشد، اظهار نظرها و مقصر شناختن­ها هم کمتر است و کسی متن حرفه­ای مشاغلی را که به­عنوان یک دانش پذیرفته شده زیر سؤال نمی­برد.

اما درباره مطبوعات و رسانه­ها، این اتفاق وجود ندارد؛ چون حکومتداران، ارتباطات را به­عنوان یک دانش نمی­شناسند و در امتداد آنها جامعه هم این دانش منحصربه­فرد را نمی­شناسد. همین است که در هر موضوع و اتفاق، مطبوعات و رسانه­ها در تیررس اتهام­های مختلف قرار می­گیرند.

مسأله اصلی این است که به رسانه­ها و اهالی رسانه به­عنوان یک دانش و متخصصان آن دانش نگاه نمی­شود. انگار رسانه، یک شغل عادی است که عده­ای مشغول به آن هستند و به هیچ دانش و سنگ محک نیاز ندارد.

البته بخشی از این از بین رفتن جایگاه رسانه، به اهالی رسانه مربوط است؛ به آنهایی که خود دستی در کار دارند، اما گاهی فراموش می­کنند که دانش تخصصی برای این کار لازم است. باید به­روز باشند و همراه با تحولات علم ارتباطات و در نهایت هم به خود یادآوری کنند که این شغل و حرفه، استادان درس­ خوانده و به­روز دارد و در گرفتاری­های روزمره کار حرفه­ای، دانش تخصصی را از یاد نبرند.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/Print/?Id=6343

برگی از تاريخ

روزنامه نگاری تحقيقی و رويكرد پيشگيرانه در برخورد با آسيب های اجتماعی

دکتر علی­اصغر محکی، مدیرکل مطالعات فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران:

«یکی از مهم­ترین پدیده‌هایی که در چند دهه گذشته موجب گسترش آسیب‌های اجتماعی شده است؛ رشد سریع پدیده شهرنشینی و حاشیه‌نشینی است که به نوعی موجب گسست بین حاشیه‌نشینان و شهرنشینان شده و به آسیب‌های اجتماعی دامن می‌زند.

طلاق، اعتیاد به مواد مخدر، افزایش بی‌رویه جمعیت شهرنشین، بیکاری، سرقت و اختلاس از مهم­ترین آسیب‌های اجتماعی بوده و آمار اعتیاد به مواد مخدر به‌ویژه در شهر تهران بسیار نگران‌کننده است.

همچنین، گزارش‌های متعدد حاکی از روند رو به رشد خیانت، کاهش سن روسپیگری، سرقت و اختلاس است و از هر سه ازدواج یک مورد منجر به طلاق می­شود. در حال حاضر بیش از يك ميليون و پانصد هزار نفر کودک زیر 15 سال در کشور با حقوق پایین مشغول کار هستند که در معرض انواع آسیب‌های اجتماعی قرار دارند.

رویکرد پیشگیرانه در مقابله با آسیب‌های اجتماعی کارآمدتر از رویکرد درمانی و مقابله‌ای است؛ چراكه در رویکرد پیشگیرانه آسیب‌ها پیش از آنکه به مرحله بحرانی برسند مهار و کنترل می‌شوند.

مقابله با آسیب‌های اجتماعی در رویکرد پیشگیرانه در سه سطح است:

  • در سطح اول، عواملی که موجب بروز آسیب شده‌اند کنترل می‌شوند.
  • در سطح دوم، مواجهه مناسب و سریع با آسیب اجتماعی به وجود آمده صورت می‌گیرد.
  • در سطح سوم، تلاش‌ها و اقدام­ها برای مدیریت و کنترل آسیب شیوع پیدا كرده مانند درمان فرد معتاد و بازتوانی او آغاز می‌شود.

اقدام­های پیشگیرانه در حال حاضر در جامعه ما در سطح سوم قرار دارند و ما با سطح دوم و اول فاصله زیادی داریم و این رسانه‌ها هستند که باید کمک کنند تا ما از سطح سوم به سطح دوم و اول برسیم.

آسیب‌شناسی‌هایی که طی چند دهه گذشته انجام شده، نشان می‌دهد كه رویکرد مواجهه با آسیب‌های اجتماعی بیشتر رویکرد امنیتی و انتظامی بوده و از سطح سه به سطح چهار رسیده است؛ یعنی برخورد سلبی با آسیب‌ها نه تنها موجب حل آنها نشده، بلکه موجب زیرزمینی شدن و رانده شدن آنها به زیر پوست شهر شده است.

دانشگاه‌ها در مواجهه منطقی و علمی با آسیب‌های اجتماعی کمتر موفق به تولید و رشد دانش بومی و الگوسازی شده‌اند و در حوزه آسیب‌های اجتماعی در حال حاضر 13 میلیون پرونده در حوزه قضایی وجود دارد و این نشان می‌دهد که در چند دهه گذشته حوزه سلامت روانی و اجتماعی جامعه کمتر تقویت شده است.

عملکرد روزنامه‌نگاری تحقیقی در اين شرايط نزدیک به رویکرد پیشگیرانه است. جامعه امروز ما در معرض بمباران انواع اخبار و اطلاعات از طریق شبکه‌های هوشمند موبایلی و اپلیکیشن‌هاست؛ بدون آنکه توان تحلیل و پردازش در بین مخاطبان وجود داشته باشد. روزنامه‌نگار تحقیقی می‌تواند با تحلیل و پردازش به موقع اطلاعات و اخبار مخاطبان را در درک درست و عمیق‌تر نسبت به مسایل و موضوع­های مرتبط یاری کند.

روزنامه‌نگار در مقام گزارشگر زمانی می‌تواند به رویکرد پیشگیرانه کمک کند که حداقل نسبت به چهار موضوع اشراف داشته باشد:

  • نیازها، ویژگی‌ها، اولویت‌ها، مطالبات و خواست مخاطب،
  • مسایل، مشکلات، ظرفیت‌ها، نیازها، و اولویت‌های جامعه هدف،
  • مؤلفه‌ها و ملاحظات رویکرد پیشگیرانه در مهار، کنترل و مدیریت آسیب‌های اجتماعی ، و
  • ظرفیت‌های گزارشگری روزنامه‌نگار در گزارشگری تحقیقی.

گزارشگری تحقیقی و گزارشگری پیشگیرانه، دو نوع گزارشگری انتقادی هستند که از لایه‌های رویی فراتر رفته و آسیب‌ها را  به­طور تحلیلی و عمیق واکاوی می‌کنند. در گزارشگری تحقیقی عمق، دامنه، ملاحظات و جزيیات و تاریخ رویداد به­طور دقیق بیان می‌شود.

این نوع گزارشگری، احتمال‌ها را پیش‌بینی و افکار عمومی را شکل می‌دهد و بین مخاطب و رسانه‌ ارتباط برقرار می‌کند؛ به طوری که با ارايه تحلیل،‌ مخاطب را قادر می‌سازد تا درک کامل از رویداد به دست آورد.»

......

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/Print/?Id=6259

راديو انقلاب و راهبردهای تبليغات سياسی مؤثر در زمستان 1394

رادیو انقلاب كه یك ایستگاه تخصصی با موضوع «انقلاب اسلامی» بوده و به صورت موقت از اول بهمن­ ماه تا هفتم اسفندماه 94 به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب و برگزاری انتخابات پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری و نیز دهمین دوره مجلس شورای اسلامی راه­اندازی شده است؛ تنها هنگامی می­تواند در مسیر تحقق «فلسفه وجودی» خود كه همانا تبلیغ و تبیین شعارهای انقلاب است، گام بردارد و به­عنوان عضو مؤثر خانواده ارتباطات در سپهر رسانه­ای ایران ایفای نقش كند كه برنامه­ریزان آن متناسب با شرایط روز به دنبال طراحی و ارایه روایت­های مختلف «ویژه»، «غیر قابل تكرار» و حتی «منحصربه­فرد» از این رخداد مهم تاریخی باشند.

برنامه­ریزان رادیو انقلاب اگر توأمان دغدغه­های مسئولان نظام جمهوری اسلامی، كارشناسان و پژوهشگران علاقه­مند و نیز مخاطب عام جست­وجوگر و گزینشگر را  به­عنوان ذی­نفعان این ایستگاه تخصصی در كانون توجه قرار دهند و «زمین بازی» ایستگاه را  بر این مبنا طراحی و ترسیم كنند؛ آنگاه می توانند از حركت رادیو انقلاب در مسیر تحقق فلسفه وجودی خود اطمینان یابند و  به دنبال آن، شاهد طراحی و ارایه تبلیغات سیاسی مؤثر در روزهای منتهی به برگزاری انتخابات باشند. از این رو، پرسش اصلی این مقاله آن است كه «برنامه­ریزان رادیو انقلاب با طراحی و تدوین چه راهبردهایی باید زمین بازی این این ایستگاه تخصصی را ترسیم كنند تا شاهد تبلیغات سیاسی مؤثر در روزهای منتهی به برگزاری انتخابات باشند؟»

دو راهبرد مسأله­سازی یا ایجاد مسأله و نیز ترویج نقد درونی انقلاب، پاسخ پیشنهادی نویسنده به این پرسش اصلی است. در این مقاله، طرح­واره تحلیل تبلیغات، چارچوب مفهومی و روش اسنادی، روش گردآوری اطلاعات است.

......

پی­نوشت:

آنچه خوانديد، چكيده مقاله ارسال­شده به اولين كنفرانس بين المللی پژوهش های نوين در حوزه علوم تربيتی و روان شناسی و مطالعات اجتماعی ايران است كه 26 ارديبهشت 1395 در تهران برگزار می­شود.

«اوشين» چگونه مديران و كاركنان راديو را زندانی كرد؟

مهندس محمد هاشمی، مديرعامل سابق سازمان صداوسيما:

«اصل قصه از این قرار است که به مناسبت ولادت حضرت زهرا (سلام الله عليها) برنامه‌ای در رادیو تهیه کرده بودند که در آن برنامه از دختر خانمی پرسیده بودند آيا الگوی شما حضرت زهراست؟ آن دختر خانم هم گفته بود که «نه، حضرت زهرا خیلی خوب هستند. ما نمی‌توانیم مثل ایشان باشیم. الگوی من اوشین است.»

آن زمان سریال اوشین از شبكه دو سيما پخش می‌شد. این برنامه که پخش شد، خدمت امام گزارش دادند که به حضرت زهرا توهین شده است. امام هم آن زمان اين برنامه را گوش می‌دادند. امام به دادستان وقت که آن روزها آقای میرعماد بود، دستور دادند که موضوع را بررسی کنند و اگر سوء نیت داشتند، مجازاتشان کنند. دادستان هم پنج، شش نفر از کارکنان راديو را احضار کرد. نوار برنامه را آوردند تا غروب بررسی کردند. احکامشان را هم همان روز صادر کردند که انفصال از خدمت، زندان، تعزیر و جریمه بود.

من همان موقع زنگ زدم به آقای میرعماد و گفتم که همکاران ما را تحویل زندان ندهید؛ در دفترتان نگه دارید تا من بروم خدمت امام و تکلیفشان را روشن کنم. آنها هم یک ساعت نگه‌شان داشتند و بعد دوباره به من زنگ زدند و گفتند که ما بیشتر از این نمی‌توانیم نگه‌شان داریم؛ می‌فرستیمشان زندان قصر.

من هم به ريیس زندان قصر زنگ زدم و گفتم که بچه‌ها می‌آیند آنجا و مهمان شما هستند. آنها را داخل زندان نبرید. دفتر شما باشند تا من بروم خدمت امام و با ایشان صحبت کنم. بعد نامه‌ای نوشتم و رفتم خدمت امام. به ایشان گفتم که «مسئول اصلی صداوسیما من هستم. اینها قصور و تقصیری ندارند. شما اگر می‌خواهید کسی را مجازات کنید، من هستم. اگر کارمندان ما به خاطر این مسأله مجازات بشوند، آن‌ وقت کسی دل و دماغ کار کردن ندارد. دستش به کار نمی‌رود و من هم نمی‌توانم سازمان را به این شکل اداره کنم.» امام فرمودند: «به من بنویس، من عفو می‌کنم.»

من هم نامه‌ای را که آماده کرده بودم دست امام دادم و ایشان هم دستور دادند که آنها را عفو کنند. من رفتم مقداری میوه و شیرینی خریدم و با دستور عفو امام بردم دفتر زندان. چون انجام این کار تا ۸ و ۹ شب طول کشیده بود و ريیس شورای عالی قضايی که آن سال‌ها آقای موسوی اردبیلی بودند باید از نظر قانونی دستور عفو امام را اجرایی می‌کردند؛ آزاد شدن بچه‌ها به فردا صبح افتاد. من حتی با ايشان هم تماس گرفتم، اما ایشان گفتند که امشب دیگر نمی‌شود کاری کرد تا فردا صبح. من هم همان‌جا در دفتر زندان چند ساعت پیش بچه‌ها ماندم و شام سفارش دادیم و باهم خوردیم. قرار شد بچه‌ها همان‌جا در دفتر بمانند تا فردا صبح. ساعت ۱۰ صبح فردا من با نامه آقای موسوی اردبيلی رفتم دفتر زندان قصر. بچه‌ها آزاد شدند و رفتند پی کار و زندگیشان!»

......

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://tarikhirani.ir/fa/news/30/bodyView/5336

داستان يك تيتر

زنده­ياد غلامحسین صالحیار، سردبیر روزنامه اطلاعات در روزهای پيروزی انقلاب:

«چون رفتن شاه قطعی بود و توانسته بوديم تاریخ و حتی ساعت پرواز را هم به دست بیاوریم، باید پیش بينی کارها را می­کردم. می­دانستم در چه ساعتی پرواز انجام می­شود و رساندن عکس به روزنامه و انعکاس جزيیات چگونگی انجام این حادثه مهم مقدور نیست. از این رو از فرصتی که پیش آمد استفاده کردم و عباس مژده­بخش ريیس شعبه صفحه­بندی و مسئول آرایش صحفه اول روزنامه را به کنج خلوت کشيدم و با او به صحبت ­نشتم. از مدتی قبل مسأله تیر اول روزنامه در روز رفتن شاه فکر مرا به خود مشغول کرده بود.

همان دو کلمه را روی یک تکه کاغذ کوچک نوشتم و دادم دست مسئول فنی و پرسیدم: می­توانی این دوکلمه را با دستگاه آگران طوری بزرگ کنی که تمام عرض بالای صفحه اول را بپوشاند؟ یکه خورد و گفت: مگر تمام شد؟

گفتم: می­شود، اما فعلا فقط بین من و تو باشد. می­خواهم کارمان را جلو بیندازیم. ضمنا هم خودت در آرشیو بگرد و یک عکس از شاه و فرح با لباس زمستانی در فرودگاه مهرآباد پیدا کن كه آنها را پشت به دوربین درحال نزدیک شدن به هواپیما نشان دهد و طوری باشد که دارند می روند و دور می شوند. آن را هم سه ستونی بساز و فیلم تیتر و گراور را هم بعد از آنکه به من نشان دادی؛ بگذار در کشویت و درش را هم فقل کن. فکر نمی­کنم زیاد در کشو بماند.

من به عباس مژده­بخش اطمینان صددرصد داشتم. هنوز دو ساعت نگذشته بود که این بار او مرا به همان کنج خلوت کشاند و نمونه کار را نشان داد. درست همان چیزی بود که خواسته بودم. خندیدم و از هم جدا شدیم...

26 دی­ماه از همان اولین ساعت­های صبح، خبرهای رسیده از دربار، نخست­وزیری،فرودگاه مهرآباد و منابع دیگر نشان می­داد که امروز خروج شاه قطعی است و مهم­ترین قسمت تدارک کار امروز قبلا دیده شده و فقط مسايلی نظیر استقرار خبرنگار و عکاس در فرودگاه و نظایر آن باقی مانده است... ناگهان صدای ريیس دفترم بلند شد که گوشی دیگری را به دستم داد و گفت: صدای خبرنگار مستقر در فرودگاه را شنیدم و کلماتش را به این شرح یادداشت کردم:

هواپیمای بوئینگ 727 شهباز حامل شاه و فرح سر ساعت 12:30 از زمین بلند شد و من الان دارم با چشم مسیر اوج گرفتن آن را در آسمان دنبال می­کنم.

گوشی را گذاشتم و عین جمله را که یادداشت کرده بودم، با صدای بلند برای آنها و همچنین جماعتی که دور میزم و در سالن تحریریه اجتماع کرده بودند،قرائت کردم. در این میان قیافه مژده­بخش جلب نظر می­کرد که از پشت حلقه جمعیت با حرکت دست و سر و گردن می خواست مرا متوجه خود کند.

وقتی دید چشمم به او افتاده است، فریاد زد: بروم؟!

جواب دادم :برو!

مژده­بخش کار اصلی خود را در صفحه اول، برای نخستین­ بار دو روز زودتر انجام داده بود.»

......

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.khabaronline.ir/detail/123875/root/history

گفتمان سازی در رسانه ها دستوری نيست

محمدتقی روغنی­ها، روزنامه­نگار و سرپرست مؤسسه مطبوعاتی ايران:

«تبدیل اقتصاد مقاومتی به گفتمان جامعه باعث می‌شود هم تولیدکننده و هم مصرف‌کننده به وظیفه‌ خود در راستای صلاح جامعه عمل کند و به نوعی دستاوردهای اقتصاد مقاومتی برای مردم تفهیم شود تا در نهایت موجب تغییر رفتار شود. کار رسانه­ها این است که این گفتمان را بسازند و آن نظريه‌ها و دیدگاه‌ها را به ادبیات جامعه تبدیل کنند که متناسب با ویژگی‌ها و فرهنگ آن جامعه باشد. بنابراین هر رسانه مؤظف است این گفتمان را متناسب با درک، فهم، خواست و نگرش مخاطب هدف، تبیین و تشریح كند تا الگوهای توليد و مصرف، تغییر يابد.

گفتمان‌سازی در رسانه­ها دستوری نیست؛ یعنی با دستور به مردم تغییر ایجاد نمی‌شود. ما باید پیام‌ها را تولید و تلطیف کنیم و کم­کم در فضای جامعه به مخاطبان انتقال دهیم و این کار زمان می‌طلبد تا پیام‌ها در ذهن مردم بنشیند و اثرگذار باشد. همچنین، پیام ما باید بر سایر پیام‌های مخالف چیرگی پیدا کند تا به گفتمان مسلط تبديل شود.

ما در حوزه فعاليت­های‌ رسانه­ای با سه گروه مخاطب مواجه هستیم:

  • توده‌ مردم،
  • نخبگان جامعه، و
  • مدیران.

رسانه­ها باید با هر سه گروه‌ ارتباط داشته باشند و علاوه بر نشر اطلاعات، تولیدکننده پیام هم باشند و حتی قدرت خط­دهی و مشخص­کردن مسیر برای مدیران را هم داشته باشند و از تجربه‌های دیگر کشورها استفاده کنند و به این سه گروه متناسب با زبان خاص خود، اطلاعات ارايه دهند.

پیام رسانه‌ها باید متناسب با مخاطب آن باشد. پیام­های ما به مدیران و نخبگان باید متناسب با منطق، استدلال و اقناع باشد و پیام‌های مربوط به توده مردم نیز بايد متناسب با فطرت آنها تولید شود. بنابراین در این گفتمان‌سازی باید فرهنگ و اعتقاد مخاطب را در نظر گرفت و از منظر دیگر تقسیم‌بندی سه گانه توده، نخبگان و مدیران را نیز در نظر داشت و همچنین به سن، جنس و فرهنگ توده مردم دقت و با زبان آنها صحبت کرد.

باید فرهنگ­سازی اقتصاد مقاومتی را از کودکان و نونهالان شروع کنیم. کودکی که در مهدکودک است باید متناسب با سن خود اقتصاد مقاومتی را یاد بگیرد و در دوره‌های سنی مختلف نیز زبان ما باید متناسب با ادراك و احساسات افراد تغییر کند. رسانه­ها باید با همه گروه‌های اجتماعی صحبت کنند تا گفتمان شکل بگیرد و اثرگذار باشد.

رسانه­ها باید پیشتاز باشند و مدیران جامعه را به فکر بیندازند. بنابراین رسانه­ها هم باید تبیین کنند و هم جهت دهند و همچنین زمینه تضارب اندیشه‌ها را فراهم کنند. نقش رسانه‌ها نقش کلیدی است؛ به خصوص در موضوع اقتصاد که مسأله همه مردم است. رسانه­ها باید برای همه گروه‌های سنی، جنسی، فرهنگی و جغرافیایی برنامه و طرح داشته باشند و به­عنوان پیشتاز عمل کنند. رسانه­ها باید مسئولان جامعه را به حرکت وادارند و حرکت‌های غلط را گوشزد کنند.»

......

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://media.shafaqna.com/mediastudies/item/29264