پیامبر اعظم، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) مردم را در همه حال اندرز می­داد و از خداوند برای آنها طلب رحمت و مغرفت می­کرد و هیچگاه به خدمتکار یا زنی، زبان به دشنام نمی­گشود.

هنگامی که در گرماگرم یکی از غزوات، جمعی از سربازان مسلمان گرد پیامبر (صلی الله علیه و آله) جمع شدند و اصرار کردند تا دشمنان را نفرین کند، آن حضرت با خوشرویی پیشنهاد آنها را رد کرد و فرمود که من برای آمرزش و دلجویی از مردم آمده­ام، نه برای لعن و نفرین آنها!

........................................................................

پی­نوشت:

حکایت پیش رو برگرفته از منبع زیر است:

  • کمال­الدین، خواجه (۱۳۱۸). کردار و گفتار محمد (صلی الله علیه و آله)، ترجمه ابوالقاسم طاهری، تهران: انتشارات مروج، ص۱۱۶.