تبدیل «ایران» به یك كشور توسعه­یافته، كم و بیش، آرمان تمامی دولت­ها در سال­های پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی 1357/1979 بوده است. دولت­ها، هر یك با هدف «بهبود كیفیت زندگی مردم»، برنامه­های مختلف توسعه را در بازه­های زمانی هفت­ساله و پنج­ساله طراحی و تدوین و سپس، اجرا كرده ­اند و البته فراموش نباید كرد كه بیشتر بر ابعاد اقتصادی، عمرانی و صنعتی توسعه و «نه» ابعاد اجتماعی و فرهنگی آن، توجه و تأكید داشته­اند؛ حتی گاه با تعبیر خاص خود از مفهوم «توسعه» (Development)، آن را آگاهانه یا ناآگاهانه حركت به سوی «غربی­شدن» (Westernization) دانسته، به زمینه­های اجتماعی و فرهنگی و به­ویژه دینی جامعه ایرانی در پذیرش برنامه­ها و پیام­های توسعه، بی­توجهی یا خوش­بینانه، كم توجهی كرده اند.

پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357/1979 را می­توان «پیامد» این بی­توجهی و نشانه واكنش انقلابی جامعه ایرانی به آن دانست؛ حتی بحران­های سال­های پس از پیروزی انقلاب، از جمله «كوی دانشگاه تهران» در سال 1378/1999 و «رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم» در سال 1388/2009 را نیز می­توان از این زاویه، ریشه­یابی و تحلیل كرد و آنها را نیز پیامد كم­توجهی دولتمردان به «پیوست فرهنگی» برنامه­های توسعه و نشانه بروز شكاف­های اجتماعی آشكار و پنهان در جامعه دانست. گسترش دامنه شكاف­ها، به­ویژه میان نسل جوان با آرمان­ها و اهداف فرهنگی انقلاب، خود مانع «جامعه پذیری» (Socialization) جوانان و شاید عامل اصلی بروز بحران­های مختلف در حال و آینده است.

فرایند «توسعه» در این حالت به زمینه مناسب تبلیغ و ترویج بینش­ها و گرایش­ها و الگوهای رفتاری خاص و خلاصه، «سبك زندگی» مغایر با جهان­بینی و ارزش­های فرهنگی جامعه تبدیل می­شود و حتی با وجود پیشرفت­های ظاهری در انتقال فناوری و ارتقای سطح زندگی، به خاطر این بی­توجهی یا كم توجهی، در عمل، ناتمام می­ماند و حاصل مطلوب برای جامعه ایرانی به بار نمی­آورد. تردید نباید كرد كه این توسعه تنها موجب تبلیغ و ترویج الگوهای فرهنگی غرب در جامعه و زمینه­ساز بروز بحران­های مختلف در امروز و فردای آن می­شود؛ چیزی كه ما از آن به «اسب تروای توسعه» تعبیر می­كنیم.

ما نویسندگان این مقاله از نقش رادیو جوان صدای جمهوری اسلامی ایران در مقابله با این حركت خزنده فرهنگی می­گوییم كه اكنون به خاطر انباشت غفلت­ها و كوتاهی­های­ دولتمردان در گذشته و حال و نیز استفاده هدفمند امپراتوری خبری و اطلاعاتی غرب از ظرفیت رادیو و تلویزیون­های ماهواره­ای فارسی­زبان و رسانه­های نوین در فضای مجازی، جدی­تر از پیش در سودای پیشروی و غربی­كردن «سبك زندگی» جوانان ایرانی به­عنوان آینده­سازان جامعه است و بدبینانه اینكه از این راه، براندازی یا لااقل، تغییر و تحریف آرمان­ها و اهداف نظام «جمهوری اسلامی» را در بلندمدت تعقیب می­كند.

ما معتقدیم كه باید واقع­بینانه با این «مسأله» برخورد و از افتادن به دام رفتارهای احساسی پرهیز كرد؛ باید با رصد و پیش­بینی تا حد امكان دقیق اوضاع جامعه، انتظارها و نیازهای مخاطب جوان و نیز مزیت­ رقابتی امروز رادیو و به­ویژه رادیو جوان، كاری كرد تا حداقل گسترش دامنه این آسیب، اگر نه متوقف كه محدود شود و استعداد «بحرانی» شدن آن كاهش یابد. از این رو «راهبرد مهار» را انتخاب كرده­ایم تا به پرسش اصلی مقاله پاسخ دهیم كه

مدیران و به­ویژه برنامه­ریزان رادیو جوان صدای جمهوری اسلامی ایران با تدوین چه برنامه­ها و ارایه چه محتوایی می­توانند در بازار پررقابت پیام، غربی­شدن سبك زندگی جوانان ایرانی را «مهار» كنند؟

.......

پی­نوشت:

آنچه خوانديد، چكيده مقاله­ با عنوان فرعی آن، راديو جوان و «راهبرد مهار» غربی­شدن سبك زندگی جوانان ايرانی است كه به­طور مشترك با همسرم مهندس مينا پيرزاده نوشته و به دبيرخانه همايش ساخت خاورمیانه: رسانه، ایدئولوژی و فرهنگ ارسال كرده­ام. اين همايش بين­المللی 30 مهر و  اول آبان­ماه سال جاری برگزار می­شود.