دکتر گیتا علی‌آبادی، معاون آموزشی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها:

«خشونت به­عنوان يك پدیده اجتماعی از مفهوم عام و کلی برخوردار است و گستره آن می‌تواند از صحبت با تحکم تا دزدی، جنایت، آدم‌ربایی، ترور، بحران‌های اقتصادی و جنگ را شامل شود. درباره ذاتی‌ یا اکتسابی‌ بودن‌ پدیده خشونت تاکنون نظرهای متفاوت‌ از سوی نظریه‌پردازان علوم رفتاری و انديشمندان ارايه‌ شده‌ است‌:

برخی نظریه‌پردازان چون فروید اعتقاد داشتند که خشونت يك امر ذاتی است؛ در حالی که برخی ديگر چون ژاک روسو بر اکتسابی‌ بودن‌ خشونت تأكيد داشتند و معتقد بودند که مقررات وضع شده در جامعه موجب بروز پرخاشگری و خشونت در انسان‌ها می‌شود.

پدیده خشونت از دو جنبه مثبت و منفی قابل مطالعه است؛ به­عنوان نمونه، مبارزاتی که برای آزادیخواهی صورت می‌گیرد یک نوع از خشونت است که می‌تواند جنبه مثبت داشته باشد؛ حتی رقابت برای کسب مقام و رتبه. اما در مقابل، دزدی، جنایت و سرقت از عوامل منفی خشونت به‌شمار می‌روند.

عوامل فردی، محیطی، روانی و اجتماعی چهار عامل اصلی ایجاد خشونت در اجتماع هستند. از بعد فردی، ممکن است خشونت به صورت واکنش نسبت به فردی که نسبت به ما برتری دارد بروز نماید. قدرت‌طلبی، جنون، توهم و افسردگی نیز از عوامل روانی ایجاد خشونت در جامعه هستند. همچنین در حوزه عوامل محیطی نیز می‌توان به انواع محیط‌های  آب و هوایی، مسایل اقتصادی، رادیو و تلویزیون، طلاق و تورم اشاره کرد که هر کدام می‌توانند يك عامل برای تحریک و ایجاد خشونت باشند.

انعکاس مطالب خشونت‌آمیز در رسانه­های جمعی یکی از ارکان فعاليت اين رسانه­هاست. مطالب خشونت‌آمیز می‌تواند به اشکال مختلف در رسانه‌ها منتشر شود؛ مانند تصاویر و فیلم‌های خشونت‌آمیز یا تظاهرات برای حقوق بشر و حفظ محیط زیست.

جنگ جهانی اول یکی از مواردی بود که موجب ورود خشونت به مطبوعات شد و کم­کم به دلیل انتشار پاره‌ای از مطالب، سانسور در مطبوعات شکل گرفت. در این زمان، ارايه اخبار خشونت‌آمیز در مطبوعات به دلیل آگاهی‌ و هشدارهایی که به مردم می‌داد، موجب جذب مخاطب بیشتر و افزایش تیراژ مطبوعات شد و به دنبال آن به‌تدریج مؤسسات مطبوعاتی شکل گرفتند.

ارايه اخبار خشونت‌آمیز در مطبوعات گاهی باعث شکل‌گیری یک سری از وقایع و رویدادها در جامعه می‌شود. رسانه‌ها می‌توانند هم از بـعد مثبت و هم از بـعد منفی به انتشار اخبار خشونت‌آمیز بپردازند و با برچسب زدن و بزرگنمایی و یا استفاده از بار معنایی واژه‌ها شخصی را در جایی به عنوان فردی آزادیخواه و در جای دیگر فردی مخرب یا تروریست نشان دهند. برچسب زدن و پوشش این نوع معایب در حوزه سیاسی بیشتر است و می‌تواند به افکار عمومی جهت دهد.»

......

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.rasaneh.org/NSite/FullStory/Print/?Id=6364