بيان درست يك «مسأله»
![]()
انتصاب مدیران سازمان صداوسیما در دوره جدید فعالیتهای آن كه با پذیرش استعفای محمد سرافراز و انتصاب عبدالعلی علیعسگری_ رییسان پیشین و فعلی سازمان_ در روزهای پایانی اردیبهشتماه سال جاری آغاز شده است؛ با اظهارنظرهای متفاوت منتقدان_ از مخالفت تا موافقت_ روبهرو شده و كم و بیش در مطبوعات، خبرگزاریها، پایگاههای اطلاعرسانی و بهویژه در شبكههای اجتماعی، بازتاب یافته است.
مخالفان، این انتصابها را نشانه تقدیس تعصبآمیز گذشته سازمان، بهویژه در سالهای آغازین و میانی دهه 1380 میدانند و به صراحت و تلویح از آن با عنوانهای: «محافظهكاری»، «گریز آگاهانه از ریسكپذیری و داشتن نگاه بهروز و متفاوت به مسایل سازمانی» و «دل بستن واهی به راهحلهای نخنما شده گذشته در ایران امروز» یاد میكنند و با توجه به پیچیدگی محیط حاكم، خواستها و نیازهای متفاوت مخاطب امروز و نیز تغییر قابل توجه آرایش رسانهای رقیبان و بهویژه رقیبان فارسیزبان، این انتصابها را پیشاپیش نوعی رفتار دنکیشوتوار و در نهایت، محكوم به شكست میدانند؛ ضمن آنكه انتصاب مدیران پا به سن گذاشته دهه 80 در همان سمتهای گذشته را نیز مغایر با آن بخش از حكم انتصاب رییس فعلی سازمان میدانند كه رهبر فرزانه انقلاب بر «جذب و حفظ و تربیت نیروهای انقلابی و کارآمد» در سازمان صداوسیما تأكید كردهاند. (حكم انتصاب رییس سازمان صداوسیما، 1395/2/22)
موافقان در مقابل، این انتصابها را نشانه عقلانیت و فهم درست شرایط حساس امروز سازمان صداوسیما در میدان نبرد نابرابر با رقیبان معاند میدانند كه حتی اجازه یك اشتباه سهوی یا ناآگاهانه را نیز به مدیران سازمان نمیدهد و از این رو تنها و تنها حضور مدیران باتجربه را بهعنوان «پیران خردمند» طلب میكند تا با تجربه انباشته از سالهای دور و نزدیك فعالیت، بهترین راه را برای عبور موفق از میانه میدان «جنگ نرم حسابشده با دشمن» انتخاب كنند و كشتی سازمان را بهسلامت به مقصد برسانند و «رسانه ملی» را با عرض اندام در برابر رقیبان پرشمار، به حقیقت_ به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب_ به «عمدهترین مركز هدایت فكری» جامعه تبدیل كنند. (دیدار هنرمندان و دستاندركاران صداوسیما، 1389/4/12)
اما حق با كیست و با توجه به شرایط امروز، استدلال كدام یك از دو طرف، پذیرفتهتر است؟
«من» معتقدم تا مبنای این اختلاف نظرها به درستی شناخته نشود؛ نمیتوان شتابزده داوری كرد و استدلال هر یك از دو طرف را_ بهویژه در شرایط امروز _ پذیرفتهتر دانست. اما مبنای این اختلاف نظرها در كجاست؟ به نظر من، فهم «انقلاب اسلامی» و برداشت متفاوت از مفهوم «انقلابیگری» در ایران امروز، مبنای اصلی این اختلاف نظرهاست.
مطالعه چندباره و نه دوباره سخنان مهم رهبر فرزانه انقلاب درباره «شاخصهای انقلابیگری» كه خردادماه گذشته در حرم مطهر بنیانگذار و رهبر فقید انقلاب اسلامی بیان كردهاند؛ میتواند «راهنمای عمل» رییس و معاونان سازمان صداوسیما در انتصابهای احتمالی حال و آینده باشد؛ بهویژه این بخش از سخنان ایشان كه میفرمایند:
«این خطاست که گمان کنیم انقلابی فقط آن کسی است که در دوران امام بوده است، یا در دوران مبارزات در کنار امام بوده است؛ نه، بعضی کأنّه اینجور خیال میکنند که انقلابیون آن کسانی هستند که در دوران امام یا در دوران مبارزات یا در دوران حکومت امام بزرگوار حضور داشتند، در کنار امام بودند؛ نه، اگر معنای انقلابی را این بگیریم، انقلابی همین ما پیروپاتالها خواهیم بود. انقلاب مال همه است؛ جوانها انقلابیاند و میتوانند انقلابی باشند؛ با آن معیارها و شاخصهایی که عرض خواهم کرد_ پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی اسلام و انقلاب، هدفگیری آرمانهای انقلاب و همت بلند برای رسیدن به آنها، پایبندی به استقلال کشور، حساسیت در برابر دشمن و نقشه دشمن و تبعیت نكردن از آن، تقوای دینی و سیاسی_ میتواند یک جوان امروز از من سابقهدار در انقلاب، انقلابیتر باشد؛ همچنان که در دوران دفاع مقدس دیدیم کسانی بودند که جان خودشان را کف دست گرفتند در راه این انقلاب و در راه اِنفاذ (اجرا کردن، به انجام رساندن) فرمان امام به جبهه رفتند، جانشان را فدا کردند؛ انقلابی صددرصد، انقلابی کامل، آنها هستند؛ آنهایی که آمادهی فداکاریاند؛ پس ما نباید انقلابی را منحصر کنیم به یک عده که در دوران مبارزات با امام بودند یا امام را میشناختند یا در کنار او بودند؛ نه، انقلاب یک شط جاری است و همه کسانی که در طول تاریخ با این ممیزات حضور دارند و تلاش میکنند انقلابیاند، ولو امام را ندیدند؛ مثل اغلب شما جوانها.»
(بیانات در مراسم بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، 1395/3/14)
سازمان صداوسیما بهعنوان «رسانه انقلاب» و «قرارگاه مقدم و فعال مقابله با جنگ نرم دشمن» به مدیران و کارکنانی نیاز دارد كه به حقیقت، «سرداران و سربازان این جنگ نرم» باشند. (بیانات در دیدار رییس و مدیران سازمان صداوسیما، 1394/7/20) از این رو، نه پیری و جوانی صرف كه در كنار رسانه شناسی بهعنوان شرط لازم، «انقلابی بودن و البته بیشتر انقلابی ماندن» به شرط كافی انتصابها تبدیل شود كه رسانه انقلاب برای توفیق در میدان نبرد نابرابر، مردان و زنانی از جنس خود را طلب میكند كه البته تنها در روزهای رفته دور نیستند!
می خواهم بيشتر «شنونده» باشم تا «گوينده»؛