دكتر حسين رضی، مدرس دانشگاه و رييس سابق مركز تحقيقات صداوسيما:

«پرسش این است که آیا ما هم می‌توانیم از ابزار رسانه‌ها استفاده کنیم و آنها را به خدمت بگیریم؟ در یک کلام جواب مثبت است. بله، می‌شود؛ به شرط اینکه همه‌ ما شروع به تولید محتوا کنیم و آن را صادر نماییم. ما معمولا بازپخش‌کننده‌ محتوای دیگران هستیم. ضعف دیگر ما این است که متأسفانه در جبهه‌سازی و تشکل‌سازی یک مقدار ضعیف هستیم؛ یعنی نتوانسته‌ایم انسجام ایجاد کنیم. مجموعه‌های مختلف در فضاهای مختلف دارند کار می‌کنند، اما به‌ شکل موازی و غیرمرتبط. در آن طرف، جبهه‌ معارض ما دائما نفرات خود را افزایش می‌دهد و یارگیری می‌کند و روش‌ها را تغییر می‌دهد و خود را نوسازی می‌کند؛ اما در اين طرف، جبهه‌ خودی از سرمایه‌ها و داشته‌ها به ‌صورت کامل و بهینه استفاده نمی‌کند.


البته اگر بگوییم کاری انجام نمی‌شود، بی‌انصافی است؛ منتها گاهی اوقات در تدوین استراتژی‌ها و در استفاده‌ بهینه از امکانات موجود، ضعف داریم. گاهی اوقات هم اساسا با یک نگاه کلان درازمدت و استمرار روی یک خط، ضعف داریم. کارهای مقطعی می‌کنیم و کارهایمان استمرار ندارد. گاهی اوقات نیز تحت ‌تأثیر طراحی‌های دیگران قرار می‌گیریم و مجبور می‌شویم پاسخ بدهیم و انفعالی عمل کنیم؛ درحالی‌که در نگاه اسلامی و انقلابی، مبنای استراتژی آفند است، نه پدافند. معصوم (علیه ‌السلام) می‌فرماید: لو علم الناس محاسن کلامنا لتبعونا؛ مردم اگر خوبی‌های حرف‌های ما را بفهمند، از ما تبعیت می‌کنند. پس شما کافی است فقط حرف حق را برسانید. اگر این حرف حق گفته شود، مردم تبعیت می‌کنند. مردم عقل و شعور دارند و فطرتشان سالم است.

اسلام و انقلاب در خودشان آفند و فعالیت و حرکت دارند؛ یعنی شما نباید منتظر باشید دیگران کاری کنند تا به آن پاسخ بدهید. این بدترین نوع کار در حوزه‌ فرهنگی است. پدافند فقط باید از باب ضرورت باشد؛ مثل اینکه شما می‌گویید ماده‌ مسمومی دارد داخل آب شرب مردم می‌رود و ما باید جلوی آن را بگیریم و برای اینکه مطمئن بشویم، فعلا به مردم می‌گوییم از این آب نخورید؛ چون این آب مسموم است و شما را می‌کشد. این کار خوب است اما واضح است که این وضعیت نمی‌تواند جریان عمومی و همیشگی باشد و باید آب سالم تهیه و در اختیار مردم گذاشت.
اين در حوزه‌ فرهنگ هم صدق می كند؛ منتها ما فرهنگ را به‌عنوان نیاز ثانویه پس از اقتصاد تعریف می‌کنیم، درحالی‌که نیاز اولیه است. البته بحث اقتصاد یک ضرورت است. باید به معیشت مردم رسید. اگر رسیدگی نشود، نمی‌توانید دین را تبلیغ کنید و فرایض دینی را از مردم بخواهید و مباحث اخلاقی را در جامعه ترویج کنید؛ چون جامعه گیر اقتصاد و معیشت است. اما حل مسأله‌ اقتصاد مقدمه‌ای است برای حل مسأله مهم بعدی یعنی دین و فرهنگ و به کمال رسیدن مردم.

نکته‌ی دوم اینکه متأسفانه کار فردی ما به کار جمعی‌ غلبه دارد. اصلا کار جمعی بلد نیستیم. البته کار جمعی سخت است، اما برکت و آثار زیادی دارد. این دو علتی است که موجب شده ما نتوانیم در این دوره‌ها کار آفندی بکنیم. افتاده‌ایم به پدافند و پدافند هم به ‌حسب ضرورت خوب است، اما اصل نباید باشد؛ در حالی‌ که در خیلی‌ جاها برای ما اصل شده است. حتی رسانه‌هایی که راه‌اندازی می‌کنیم، گاهی اوقات در پاسخ به يك جریان است. به اعتقاد من، آن جریان معارض، هوشمند است و می‌خواهد همیشه ما را در این پدافند نگه دارد. او با هوشمندی چیزی درست می‌کند که شما را در يك موقعیت خاص زمین‌گیر کند؛ در حالی ‌که ما در آنجایی رشد کرده‌ایم که کارهای آفندی و خلاقانه انجام داده‌ایم.»

.....

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://h-razi.com/1394/12/alliance-media