پيامدهای منفی رسانه ای شدن

دکتر نعمتالله فاضلی، استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی:
«رسانهای شدن پیامدهای منفی هم دارد. من به بعضی از آنها خیلی کوتاه اشاره میکنم:
نخست این است که مقدار زیاد از رسالت علم برای اینکه بتواند مرزهای دانش را به سوی یک دانش به نسبت معتبر پیش ببرد در توجه و تأمل در موضوعهايی است که ممکن است الان مفید نباشند، اما 50 یا 100 سال یا 500 سال بعد به درد بخورند؛ چرا كه خیلی از بحثهایی که در زمینه علمی امروز در دنیا مطرح میشود، لزوما مربوط به همین امروز نيست.
اینطور نیست که هر چیز که به درد روزنامه خورد، مفید است و هرچه به درد روزنامه نخورد، مفید نیست و هر چه که تلویزیون توانست نشان دهد، خوب است و هر چه كه نتوانست نشان دهد، بد است؛ ولی هژمونی رسانه میتواند این آسیب را ایجاد کند که مباحثی را که در یک چارچوب زمانی بلندمدت صدساله یا پانصدساله باید اثربخشی خود را نشان بدهند، کمکم به حاشیه ببرد.
رسانهها به شکلی ما را درگیر عملیات اورژانسی میکنند؛ مانند آتشنشانان كه هر جا که آتش گرفته را ببینیم و خاموش کنیم و در واقع مانع از این میشوند که ما یک دانش پیشگیریکننده را که بتواند احتمالا صد سال بعد به کار آید، ببینیم.
خیلی از حرفهایی که ما امروز داریم از زحمات پژوهشگرانی بزرگ بهرهبرداری میکنیم که 100 یا 200 سال پیش، سختی و ریاضت کشیده و در خلوت خود بدون سر و صدا و پاداش و شناخته شدن کار کرده اند.
یک مشکل رسانهای شدن این است که به علوم انسانی و اجتماعی فشار میآورد و عدهای را که باید در خلوت باشند، کمکم بیاهمیت و حذف میکند؛ به خصوص در کشورهایی مثل ما که ساختارهای آکادمیک آنقدر تثبیت نشده است که بتواند خود این فرصتها را بهطور نهادی تعریف کند.
نکته دوم، مسأله سیاسیشدن است. رسانهها در عین حال که قدرت اجتماعی علوم انسانی و اجتماعی را ارتقا میدهند، میتوانند محدودیتهای وسیع هم برای این علوم ایجاد کنند؛ از جمله اینکه به هر حال میدانیم تمامی سیاستمداران در همه جای دنیا عادت دارنددصبح که از خواب بیدار میشوند، اول روزنامه را نگاه کنند و از آنجاست که با علم اقتصاد یا جامعهشناسی و تاریخ و نيز با آدمهای این عرصه آشنا میشوند.
معنای دیگر این سخن آن است که همین سیاستمداران خیلیها را هم به این علوم حساس میکنند؛ یعنی اگر رسانهای شدن نبود، شاید در ساختارهای کمتر دموکراتیک، فشار کمتر هم روی این علوم میآمد و اینها اگر در یک فضاهای محدودتر عمل میکردند، سیاستمداران هم کاری به کار آنها نداشتند. در همه جای دنیا_ بهویژه در ساختارهای کمتر دموکراتیک_ رسانهها میتوانند یک تهدید یا یک محدودیت هم برای آکادمیها ایجاد کنند؛ تا آنجایی که من میدانم هر یک از این مورخان، جامعهشناسان و انسانشناسان که کارشان به مشکل برخورد کرده، حتما يا پای یک رسانه در میان بوده يا با یک رسانه درگیر شده است.»
......
پینوشت:
برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:
http://www.hamshahritraining.ir/print-3779.aspx
می خواهم بيشتر «شنونده» باشم تا «گوينده»؛