پیتر کول، ترجمه مسعود خرسند:

«اساس ژورناليسم و در مطبوعات و روزنامه­ها، روزنامه­نگاری یک بازی ساده است؛ اینکه یک چیزهایی پیدا کنی و درباره آنها برای دیگران حرف بزنی. اما پیدا کردن، خودش مستلزم انواع مهارت‌هاست؛ زیرا كسانی که در قدرت هستند، اغلب ترجیح می‌دهند که ما خیلی ندانیم. روزنامه‌نگاری عبارت است از جوابگو نگه داشتن این‌ نوع آدم­ها، برملا کردن حقه‌بازی‌ها و ریاکاری‌ها و سوء استفاده‌های آنها از قدرت. اين شامل کنترل آنها بر جریان اطلاعات، توانایی آنها در دفن خبرهای بد، منحرف کردن اذهان و آب را گل‌آلود کردن هم می‌شود.

ژورناليست و روزنامه‌نگار درست و حسابی باید سؤالات سخت بپرسد و جواب‌ها را زیر سئوال ببرد؛ باید به عمق برود و سپس توضیح دهد و روشن سازد که کدام مقام، به عمد یا به علت نارسایی در کلام، معلوم شده که گیج، ‌ناقص یا اصلا دروغگوست. ژورناليسم و روزنامه‌نگاری نامفهوم، چیزی جز ژورناليسم و روزنامه‌نگاری بد نیست و از همین ‌رو هیچ محلی از اعراب ندارد.

ژورناليست و روزنامه‌نگار بايد بداند در نهایت فقط یک هدف وجود دارد: وادار کردن مخاطب به شنيدن، ديدن وخواندن داستان. اگر آنها چنین نکنند، پیدا کردن موضوع و تعریف کردن آن چه فایده‌ دارد؟ سخن من برای نمونه، مربوط به آن مرحله‌ است که مخاطب در مورد خواندن يك داستان دارد تصمیم می‌گیرد. مقصودم مرحله‌ خواندن یا حتی خواندن مقداری از نوشته نیست؛ بلکه مقصودم وقتی است که خواننده تازه با اولین کلمه برخورد کرده، یا شاید یک تصویر، یک نقل قول یا هر وسیله‌ جلب‌ توجه کننده‌ دیگر که برای جلب خواننده به داستان به‌ کار گرفته شده، نظر وی را جلب کرده است. در اینجا ما به آن مرحله‌ رسیده‌ایم که مخاطب قصد دارد آخرین آزمون را هم انجام دهد و تصمیم بگیرد که همه یا بخشی از داستان را بخواند. در اینجا بحث بر سر نگارش است.

خواندن مطبوعات و روزنامه­ها با خواندن کتاب فرق دارد. خواندن در مطبوعات، گزینشی است و لزومی به خواندن کل نشریه نیست. برای خواندن یک روزنامه به­طور معمول وقت به نسبت کم گذاشته می‌شود. از خواننده‌ مطبوعات مانند خواننده‌ یک رمان ادبی انتظار نمی‌رود که برای این کار تلاشی انجام دهد. وی یک جمله یا یک پاراگراف را دو بار نمی‌خواند تا آنچه گفته شده را روشن‌تر درك كند. درهم ‌و برهم بودن مطلب تقریبا همیشه معادل کنار گذاشتن کل داستان و رفتن به سراغ مطلب دیگر است. بسیاری از خوانندگان مطبوعات به جای خواندن مطالب، یک تکه از آن را می‌خوانند یا یک تورق می‌کنند تا حال و هوای ماجرا دست‌ آنها بیاید.

بنابراین، نگارش ژورناليستی و روزنامه‌نگارانه با نگارش خلاقانه و ادیبانه تفاوت دارد. بسیاری از جوانان خیال می‌کنند چون همیشه عاشق نوشتن بوده یا از هشت‌ سالگی شروع کرده‌اند به شعر سرودن، پس می توانند ژورناليست و روزنامه‌نگار شوند. بی‌تردید این کافی نیست و چه بسا اصلا سدی در برابر موفقیت در روزنامه‌نگاری باشد. این گفته‌ مشهور از نیکولاس تاملین فقید است كه تنها ویژگی‌های اساسی برای توفیق واقعی در ژورناليسم و روزنامه‌نگاری عبارت است از: مثل موش مکار بودن، رفتار ظاهرالصلاح داشتن و یک‌ خرده هم توانایی ادبی. او توانایی نگارش را هم جزء ویژگی‌ها آورده است؛ اما در رده‌ سوم و آن هم با صفت حقیر. نگارش اهمیت دارد، اما آن را هنر به حساب نیاورید و یک کار حساب کنید. نوشتن به­عنوان انجام یک شغل، یعنی کنار هم گذاشتن اطلاعات، به نحوی که خواننده را به جذب آن اطلاعات مایل کند.»

......

پی­نوشت:

برای مطالعه بيشتر نگاه كنيد به:

http://www.hamshahritraining.ir/print-3854.aspx