چشم عقاب ما!

برنامهریزی، گمشده مدیریت در سازمانهای رسانهای ماست؛ گمشدهای که به رغم ادعاها و سخنان بسیار، همچنان بیخانمان در جستجوی منزلگاه اصلی خویش است تا با استقرار در آن، به جایگاه و نقش شایسته خود در مدیریت سازمانهای رسانهای ما دست یابد و در نهایت، ارتقا، بالندگی و رشد را در تحقق کارکردها و عملکردهای مورد انتظار از یک سازمان رسانهای در جامعه و نزد مخاطبان به ارمغان آورد. اندیشمندان و صاحبنظران، برنامه ریزی را بنیادیترین مأموریت و وظیفه مدیریت در هر سازمان میدانند؛ مأموریت و وظیفهای که در صورت تحقق عملی مناسب منجر به آن می شود که همه اعضا بدانند از آنها انجام چه کاری توقع میرود تا بر اساس آن، دستیابی به هدف یا اهداف سازمان، امکانپذیر و شدنی شود.
محیط پرتلاطم و دایم در حال تحول جامعه همواره سرشار از تهدیدها و فرصتهای بسیار برای دست اندرکاران سازمانهای رسانهای است؛ تهدیدها و فرصتهایی که به سرعت و به شدت قابل جایگزینی با یکدیگر هستند و اگر نیک درک و دریافت نشوند، میتوانند هزینهای به اندازه نابودی اعتبار یک سازمان رسانهای به بار آورند و حضور پویا و مؤثر آن را در جامعه و نزد مخاطبان با آسیب جدی مواجه سازند. درست در چنین جایگاهی است که برنامهریز و برنامهریزی باید در پی دستیابی به نقش بایسته خود باشد تا بتواند با نگریستن به پیش رو و ارایه درکی مناسب از اوضاع و تحولات درون و برون سازمان، به گزینش راهی متناسب برای حرکت عقلایی و منطقی سازمان در آینده دست بزند. شاید بتوان گفت: تفاوت برنامه ریزی و نظارت در چنین تعبیری نهفته است که برنامهریزی، نگریستن به پیش روست و نظارت، نگاه کردن به پشت سر. گرچه دستیابی به آرمان برنامهریزی جز با ارزیابی و نظارت درست، دقیق و همهجانبه بر فعالیتهای صورت گرفته و راه طی شده سازمان، امکانپذیر نیست.
جوانا لینچ و گرگ لیس در کتاب برنامه ریزی در رادیوهای خصوصی با اشاره به تحولات جهانی رخ داده در محیط فعالیت رادیو، از اهمیت و ضرورت بیش از پیش عنصر برنامهریزی در مدیریت ایستگاههای مختلف رادیویی سخن گفتهاند و در این راه، نکاتی چند را به برنامه ریزان رادیو در سراسر جهان گوشزد کردهاند که به نظر میرسد با اندکی تغییر در رادیوهای ما هم شایسته تأمل و توجه نظری و عملی برنامه ریزان باشد:
۱. باید پذیرفت رادیو در سالهای اخیر متحول شده است. فناوریهای جدید؛ تغییر در نگرش های اجتماعی؛ استفاده بیش از پیش از راهبردهای بازاریابی در مدیریت؛ شکلگیری رقابت تنگاتنگ هم در میان ایستگاههای رادیویی و هم با دیگر رسانهها چون: تلویزیون، اینترنت و دیگر سرویسهای خدماتی صوتی و تصویری؛ و رشد و گسترش هرچه بیشتر محیط مشارکتی در برنامهسازیها، همه و همه، شیوههای برنامهریزی در رادیو را تغییر دادهاند.
۲. برنامهریزان رادیو باید در پی گزینش راههای مختلف برای رقابت باشند. بنابراین مجبور هستند به دیدگاهی جامعتر و کاملتر از پیش نسبت به آنچه در جامعه در جریان است، دست یابند تا از رهگذر آن، به تنظیم و هماهنگی آرایش و راهبرد رسانهای خود در تعامل یا تقابل با دیگر ایستگاههای رادیویی و دیگر رسانههای رقیب بپردازند.
۳. برنامهریزان رادیو باید بدانند که اهداف عمومی سازمانی که برای آن کار میکنند، چیست و هدف های خاص و ویژه هر ایستگاه رادیویی، کدام است. آنها مجبور هستند در مقایسه با گذشته، درایتی بیشتر در عرصه بازاریابی پیام خود داشته باشند.
۴. نباید تردید کرد که رقابت امروز به سبب وجود مخاطبان و شنوندگان کاملا آگاه، سختتر و نفسگیرتر از گذشته است. باید بیش از پیش، دقیق و موقعشناس بود؛ چرا که انبوه آیین نامهها و مقررات خرد و ریزی در این میان وجود دارد. باید همواره مراقب بود انحرافی از آنها صورت نگیرد. جالب آنکه همزمان هم نباید چنین نکتهای را فراموش کرد که کار در رادیو، حرفه ای برای جلب و جذب توجه مخاطبان و شنوندگان به ایستگاه رادیویی و برنامههای آن است.
۵. باید دانست که طبیعت بشر اغلب بیثبات و ناپایدار است. آنچه دیروز محبوب و مورد پسند بود، امروز طرفدار ندارد و چه بسا جدید امروز، فردا شیفتگان زیادی نداشته باشد. نوع مدها، سبک موسیقی، نگرشها و سرگرمیها مثالهایی هستند که نشان میدهند چگونه مقولههای مربوط به شیوه زندگی انسانها از جریانهای روز تأثیر میپذیرند. گرچه بسیاری از چنین جریانهایی ذات و ماهیت ادواری و چرخهای دارند، اما همراهی با این تغییرات مداوم سلیقهای در رسانه همراه رادیو هم کار آسانی نیست.
۶. برنامهریزان رادیو نه تنها باید بدانند که چه چیزی در حال حاضر، مد روز است و طرفدار دارد که باید بتوانند پیشبینی کنند که در آینده چه چیزی مورد توجه قرار میگیرد. روشن است که میتوان با استفاده از روشهای مختلف پژوهشی به اندازهگیری نبض جامعه و مخاطبان هدف دست زد، اما باید پذیرفت که این تنها منجر به شناسایی حاشیهها و نه سنگفرش جاده حرکت رادیو در آینده میشود. برنامهریزان نیازمند اطلاعاتی بیش از یافتههای پژوهش ها و تحقیقات مرسوم هستند تا بتوانند همراه با جریانهای روز و همگام با آینده حرکت مؤثر رادیوهای خود در جامعه باشند.
۷. برنامهریزان رادیو باید همواره چشم و گوش خود را برای دیدن و شنیدن باز نگه دارند تا بتوانند به تحلیلی جامع و همهسونگر از تحولات بیرون و درون رادیوی خود دست یابند. پس باید در این راه مدام از خود بپرسند و بهنگام پاسخ گویند که:
-
الگوی استفاده و مصرف موسیقی و نحوه خرید آثار موسیقایی از سوی مخاطب من چگونه است؟
-
مخاطب من چه ایستگاهها و برنامههای رادیویی و چه برنامههای تلویزیونی را بیشتر می بیند و میشنود و چه برداشت و نگرشی نسبت به محتوای آنها دارد؟
-
روزنامهها و مجلات مورد علاقه مخاطب من کدام است و این روزنامهها و مجلات در پی القای چه اندیشه و باوری در مخاطب من هستند؟
-
سرگرمیهای موردعلاقه مخاطب من چیست؟
-
مخاطب من بیشتر به دنبال خرید چه نوع لباسهایی است؟
-
مخاطب من چه فیلمهای مجاز و غیرمجازی را میبیند و چرا آنها را میپسندد؟
-
گوینده و مجری رادیوی من با شیوه اجرای خود، چه نگرشی را در مخاطب ایجاد میکند؟
-
جملههایی که برای اعلام ساعت، تبلیغ و معرفی رادیوی من به کار میرود تا چه اندازه برای مخاطب جذاب و جالب توجه است؟
-
برنامههای رادیوی من با چه هدفی ساخته میشود و تا چه اندازه تفاوت میان اهداف اعلامی آنها بر روی کاغذ و اجرایی آنها در ذهن مخاطب وجود دارد؟
-
الگوهای برنامهریزی در دیگر رادیوها و رسانههای رقیب داخلی و خارجی چگونه است و دلایل طراحی و چینش برنامهها و جذابیتهای احتمالی آنها از سوی مخاطبان من چیست؟
باید به این سخن ایمان آورد که برنامهریزی در رادیو به پیچیدگی جراحی مغز است. نخستین اشتباه و برداشتن گامی نادرست گاه هزینهای به اندازه بود و نبود بر یک ایستگاه رادیویی تحمیل میکند. قصد داوری نیست، اما امید که برنامهریزی در رادیوهای ما هم به همین پیچیدگی باشد.
باید دانست برنامهریز چشم عقاب یک سازمان رسانهای چون رادیوست. پس:
چشم عقاب خود را همواره دریابید، پیش از آنکه دیگران، آن را دریابند.
می خواهم بيشتر «شنونده» باشم تا «گوينده»؛